الفيض الكاشاني

34

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

شريعت تغيير و تصرّف روا مىدارد و دست مىبرد . اگر تصوّف را رويكردى به باطن شريعت ، همراه با حفظ آداب دينى و صرفا توجّه به معرفت نفس و تهذيب آن و كوششى براى تقرّب به حق بدانيم ، مجلسى نه تنها با تصوّف در ستيز نيست ، خود از مدافعان اين رويكرد بوده است . به باور او عالمانى چون سيّد رضى الدّين علىّ بن طاوس ، ابن فهد حلّى ، شهيد ثانى و حتّى شيخ صفى الدّين اردبيلى ، از كسانى بودند كه پس از طىّ مدارج دينى به « طريقهء رياضت و عبادت و بندگى به قانون شريعت مقدّس نبوى » روى آوردند و بدعتى از ايشان گزارشى نشده است . 34 مجلسى خود در يكى از نوشته‌هايش از كسانى كه از « فهم دقايق اسرار » محرومند و فقط به جنبه‌هاى ظاهرى دين بسنده كرده‌اند ، انتقاد مىكند ، و حتّى از تجربه‌هاى عرفانى در كار حديث‌شناسىاش بهره مىگيرد . در شرح يك روايت مىنويسد : « بهترين بيانى كه در اين مقام شنيده‌ام ، مطلبى است كه از والد علّامه‌ام - كه خدا مرتبت او را بلند گرداناد - استفاده كرده‌ام . اين بيان از انوار كشف و يقينى است كه در طريق پيمودن مقامات سلوك براى او آشكار شد » . 35 مجلسى خود تصريح مىكند كه بارها « اربعينات » به سر آورده و پدرش جمع كثيرى از پيروان شريعت را مطابق قانون شرع به رياضت وامىداشته است . 36 برين بنياد ، استيزهء مجلسى با صوفيان ، از غرضمندى يا ناديده‌ورى ، پيراسته و بر كنار ، و در بستر بصيرت و انديشهء دينى چهره بسته است . آثار و نقد حال مردى كه او را اسوهء صوفى ستيزى متشرّعه در عصر صفوى گفته و گرفته‌اند ، آشكارا گواهى مىدهد تا چه اندازه اين استيزه از سر ديده‌ورى و دين‌ورزى و در چارچوبى از دانش و آگاهى دينى صورت مىگرفته است . زنده ياد دكتر عبد الحسين زرّين‌كوب به نكتهء بسيار مهمّى توجّه داده است ، و آن ، اين كه مخالفتهاى هر دو مجلسى با صوفيّه و نوشته‌هائى كه از هر دو در مذمّت صوفيان باقى مانده است ، به آسانى بر نفى مطلق تصوّف حمل‌كردنى نيست ، بلكه عمدهء سويگيرى آن متوجّه « صوفيّهء زمان » است ، و مجلسى دوم كه دستگاه صفوى و عامّهء ناس را غيورانه از