الفيض الكاشاني
27
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
صوفيانهء اسلامى - ايرانى حكايت مىكند تا چيزى آن خراسان و ويژهء خراسانيان . 11 به هر روى اين فرزند فسونكار و دلرباى تصوّف خراسانى ، از همان آغاز كار ، با اقبال و پذيرفتارى فراوان روبهرو شد ، اقبال و پذيرفتارىاى روز افزون كه سرانجام آن را جهانگير ساخت . بر بنياد يكى از آمارهاى كتابشناختى و نسخه شناختى ، 372 دستنوشت از مثنوى مىشناسيم كه در فاصلهء سدهء هفتم تا چهاردهم هجرى كتابت گرديده است . 12 اين آمار نسبتا كهنه است و دور نيست كه اگر با استمداد از فهرستنامههاى نسخ خطّى كه در سالهاى اخير در سراسر قلمرو تاريخى زبان فارسى تدوين و نشر شده ، آمار تازهاى گرفته شود ، قريب به پانصد دستنوشت از مثنوى شناخته و شمرده آيد . رويكرد گستردهء فارسىگويان و فارسىدانان ، به مثنوى ، نرمنرم منجر به پيدائى نگارشهائى در پيرامون مثنوى شد ؛ مانند منتخبها ، شرحهاى متعدّد و . . . . استاد ذكاوتى قراگزلو در بيانى روشن ، چرائى بسيارى شروح مثنوى را در دو دليل خلاصه مىكند كه البتّه اوّلى اعمّ است و اهمّ . اينست آن بيان : « مولوى مرد دانشمند و درس خوانده و اهل مطالعه بوده و رجال بزرگى را ديده و حامل يك سنّت ارشاد و تدريس خانوادگى بوده است . لذا اگر چه مىكوشيد زبانش ساده باشد ، باز هم خواه ناخواه بيان ملّاى روم بيانى است عالمانه و مثنوى مشكلاتى داشته و دارد كه طىّ قرنها شارحان ريز و درشت و اديب و عارف و صوفى و فيلسوف كوشيدهاند آن مشكلات را بگشايند . ضمن آنكه اين كتاب دشمنانى هم داشته كه از جهت منفى دربارهء آن قلم زدهاند و معتقدان مولوى مىبايست آن اشكالات را نيز جواب بدهند . اين است كه شرح كردن مثنوى و مولوىشناسى از ديرباز مبحث مهمّى بوده و هست ؛ به ويژه كه در قرن اخير مستشرقان نيز در اين مبحث وارد شدهاند ؛ و مجموعا بيش از يكصد و پنجاه شرح به زبانهاى مختلف بر مثنوى نوشته شده است » . 13 به دلائلى كه در جاى خود مداقّهاى فراخ دامنه طلب مىكند ، از سدهء دهم به بعد ،