الفيض الكاشاني
43
عرفان مثنوى ( فارسى )
كتابهاى دانشمندان و عارفان و شعرا مىخواند ، همين اثر ارزنده و عرفانى و انتخاب با سليقه و ذوق و هنر خاص وى در مثنوى مولوى است . فيض از آنجا كه خود شخصيتى علمى ، دينى ، فلسفى و عرفانى است و از شاگردان بنام ملا صدراى شيرازى مىباشد و دريايى از ذوق سرشار و هنر در كتابت و شعر نغز و غزليات و فهم و بينش عميق است نمىتواند آنچنانكه جاهلان از كنار عالمان مىگذرند و فقط از علم ، ساختمان مدارس و دانشگاهها را مىبينند ، از عرفان عميق و تفسير آيات قرآن عاشق سوختهدل و راهيافته و درياى مواج اسرارآميز مثنوى شنا نكرده و ناشناخته بگذرد . اين شيوهء رفتار دانشپژوهان فرهيخته نيست . فيض كاشانى براى تعالى بينش و كمال درك علمى خود به ديگران كه چه مىانديشند و چه خواهند گفت توجهى ندارد . او مىخواهد هرچه بيشتر بداند و بخواند و آگاهى يابد و راه به كمال و حقيقت ببرد . ازاينرو با دقت كامل شش دفتر مثنوى مولوى را غور و بررسى مىكند ، و به يقين بارها آن را مطالعه كرده براى استفاده بيشتر ديگران به ذوق و سليقه خود آن را گلچين مىكند . فيض هرچند اين نوع برداشت و انتخاب از مثنوى را از استاد فيلسوف خود ملا صدرا كه او نيز منتخب مثنوى « 1 » دارد فراگرفته است ، اما او به حقيقت عشق و شور و حال و هواى مولوى دست مىيابد كه به گلچين كتاب او اقدام مىكند . وى معتقد است اين عرفان و شور از عشق به ولاى اهل بيت عصمت و طهارت مايه مىگيرد . اثر نور و حقيقت آيات قرآن و كلام رسول الله ( ص ) است كه در شعر مولوى جان دميده و چراغ سالكان گرديده است . فيض به خوبى مىداند ، مولوى و امثال او همچون خود فيض چوب و چماق تكفير و تهمت زمانه و انديشه و مذهب و سياست و حكومت ، مردم دوران خود و گاهى بدنامى طول تاريخ را بايد بپذيرد تا ضمن گفتن شتات ، حقيقت را بيان كند . به نظر مىآيد فيض در اين گلچين از كتاب مثنوى براى استفاده ديگران به نوعى تهذيب و انتخاب لب لباب با موضوعات و عناوين از پيش تعيين شده كه بسيارى از آنها در مثنوى نيز ديده نمىشود اقدام كرده است . بدين ترتيب كه بسيارى از موارد متشتت و متفرق را
--> ( 1 ) . الذريعة ، ج 22 ، ص 373 ، ش 7506 .