الفيض الكاشاني
37
عرفان مثنوى ( فارسى )
اتم بيان كرد . بهبهانى در رسالهء خود بر اين باور است كه برخى تمثيلات فيض و ديگران چون شيخ بهايى و شيخ ميثم بحرانى در باب وجود و شدّت ارتباط خالق به مخلوق از قبيل دريا و قطره ، مداد و كلمات و امثال آنها به وسيلهء گروهى از ناقصان علم ، درست و صحيح مورد مداقّه قرار نگرفته و ايشان ظاهر آن كلمات را در نظر گرفتند و بدون تعمق و تأمل ، فيض و خردورزان ديگر را متهم به تصوف و قول به وحدت وجود كردند . در سدهء بعد نيز شيخ يوسف بن احمد بحرانى ( 1107 - 1186 ق . ) فيض را در قول به وحدت وجود مورد حمله و نكوهش قرار مىدهد و رسالهء « نفحات الملكوتية في الرّد على الصوفية » را در رد صوفيه و آراى فيض مىنويسد و اقوال او را در اين رساله متعرض مىشود . « 1 » در مسائل فقهى نيز برخى از آرا و نظرات فيض مورد تشكيك قرار گرفت . در مسئلهء غنا ، شيخ على بن محمد بن حسن بن زين الدين شهيد ثانى ( ف . 1104 ق . ) دو رساله دارد به نامهاى ، « رسالة في تحريم الغناء و عمومه من حيث التعلق » و « الرّد على من يبيح الغناء » و در آنها به نظرات فيض در مورد مسئلهء غنا مىپردازد و آنها را در مىكند . « 2 » اين نظر فيض توسط ملا اسماعيل مازندرانى خاجوئى ( ف . 1173 ق ) در رسالهء « في تحريم الغناء و اثمه » نيز نقد و بررسى مىشود . « 3 » اما در حقيقت فيض بزرگتر و بافضيلتتر از آن است كه بتوان آرا و انديشههاى فقهى و يا حكمى و عرفانى و تفسيرى او را به سادگى نقد و يا رد كرد ، پيش از آنكه او را بشناسند و از عمق و برداشتهاى فلسفى او آگاهى داشته باشند . او دانشمند فرهيخته و متفكرى پرانديشه است كه بفرمودهء استاد محقق و گرانقدر جعفر سبحانى ، فهم و برداشت و درايت حديثى فيض قابل مقايسه با هيچكدام از دانشمندان معاصرش تاكنون نيز نبوده است . « 4 » محدث قمى مىنويسد : نسبت تصوف به فيض افترايى بيش نيست ، و اين نسبت از آنجا مايه مىگيرد كه وى در راه شناخت واقعى غلات و ملحدين و متصوفه با كمال اقتدار
--> ( 1 ) . لؤلؤة البحرين ، ص 121 . ( 2 ) . آقا بزرگ تهرانى ، الذريعة ، ج 10 ، ص 229 و ج 11 ، ص 139 . ( 3 ) . همان ، ج 11 ، ص 138 . ( 4 ) . در مصاحبهاى با نويسنده .