الفيض الكاشاني

32

عرفان مثنوى ( فارسى )

همچنين از احساسهاى شگفت‌انگيزى كه معرفتهاى ابرازشده ، مولوى در درون انسان به‌وجود مىآورد احساس بازگشت به خود است ، اين قدرت تربيتى در مولوى كه آدمى را از ( هستند ) بالاتر برده به ( هستم ) مىرساند ، به‌طور كم‌نظير ديده مىشود . بنابراين ، معرفتهاى مولوى همگى در مسير عرفان مثبت به‌كارمىروند و همهء معلوماتى را كه از شناخت انسان و جهان به دست مىآورد در استخدام يك معرفت عالى دربارهء دريافت آهنگ ارغنون هستى كه خود موجى از آن قرار خواهد گرفت ، درمىآورد . « 1 » ازاين‌رو نمىتوان شور عرفانى مولوى را از حالات زودگذرى كه در وجد و هيجان به‌وجود مىآيند محسوب كرد . او در برخى از ابيات خود ، اين شورگرايى و هيجان‌طلبى را محكوم كرده ، مىگويد : تو كه از سلوك و عرفان مقصدى جز حال و شور نمىخواهى ، در حقيقت تو حال‌پرستى نه خداپرست . اصالت شور و هيجان مولوى وابسته به ريشه‌هاى عميقى است كه او دربارهء انسان و جهان به دست آورده . « 2 » ذره‌ها ديدم دهانشان جمله باز * گر بگويم خوردشان گردد دراز برگها را برگ از انعام او * رايگان را دايه لطف عام او بنابراين عرفان مولوى حركت و تحول جهان و انسان را نه با ذوق ادبى محض ، بلكه مستند به ريشه‌هاى اساسى نظم عينى جهان و موجوديت انسان ، مطرح مىكند ، و به گفتهء استاد محمد تقى جعفرى ، يكى از شگفت‌انگيزترين دريافتهاى عرفانى مولوى كه او را كم‌نظير نشان مىدهد ، بيان او در طرح مسائل عالى عرفانى و بلكه در اظهار عموم مسائل عالى جهان‌بينى ، به نحوى است كه گويى يك رياضيدان عالىمقام فرمول رياضى 4 - 2 * 2 را مطرح مىكند . « 3 » آرى همين طرح مسائل عالى عرفانى و جهان‌بينى و سلوك و معرفت‌شناسى ، همچنين جوشندگى و خروشندگى و خورشيد صفاى باطن و بىآلايشى و نيالودگى مولوى در اشعارش و در پى عشق ، و عاشقى حقيقى و الهى بودنش همه را مجذوب او كرد . هرچند مولوى را نديده‌اند اما شيفتهء گفتار نغز و شعر زيبا و شور پراحساس

--> ( 1 ) . جعفرى ، محمد تقى ، مولوى و جهان‌بينىها در مكتبهاى شرق و غرب ، ص 45 . ( 2 ) . همان ، ص 46 . ( 3 ) . همان ، ص 51 .