الفيض الكاشاني
19
عرفان مثنوى ( فارسى )
مولوى پيش از ديدار و پيوستن به شمس تبريزى ، دانشمندى حكيم و فقيهى حنفى مذهب و صوفى متعبد و صاحب منبر و محراب و حلقه درس و بحث بود . اما پس از آنكه به شمس پيوست او را تغيير حالى دست داد كه همهء آن علايق را بگسست . از آن پس ديگر مولوى يك فقيه اصولى پيرو اشعرى و ابو حنيفه نبود ، بلكه خود در مذاهب و مسالك ، مجتهدى صاحبنظر و تحقيق بود ، در همهء فرق و مذاهب اسلامى اعم از شيعى و سنى ، معتزلى و اشعرى آنچه را حق مىدانست بدان مىگرويد و باطل را هرچه و از هركس بود به دور مىافكند و مىگفت : مذهب عاشق ز مذهبها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست غير هفتاد و دو ملت كيش او * تخت شاهان تختهبندى پيش او « 1 » و در اعتراض به تأويلهاى نادرست و منحرف از قرآن ، منتقدانه مىگفت : به هوا تأويل قرآن مىكنى * پست و كج شد از تو معنىّ سنى « 2 » در واقع ديدار تاريخى شمس تبريزى و مولوى ، دگرگونى كاملا اساسى در درون مولوى بهوجود مىآورد و او را به جهانبينى عميق و گسترده از ابعاد مختلف هستى وادار مىكند . « 3 » مولوى پس از آن دگرگونى اساسى يقين كرده است كه اعمال و عبادات مذهبى مطلوب ذاتى و حرفهاى نبوده ، بلكه مقصود تصفيهء درون و چشيدن طعم تكامل و حركت در مسير كمال و دريافت ارتباط شديد انسانها با يكديگر و اتحاد آنان در مشيت الهى است يعنى همانطور كه قرآن مىگويد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ » « 4 » يعنى هدف عقايد و اعمال مذهبى ، رسيدن به يك حيات عقلانى و سالم است همچون آيهء روزه ، كه هدف آن تقوا و عبادت است و خويشتندارى از پليديها و خودخواهيها و درندگيها و غوطهور شدن در شهوات حيوانى . نمىتوان از ادبيات مثنوى شاهدى پيدا كرد كه سقوط تكاليف الهى را پس از وصول به حقيقت تجويز نمايد ، و اگر چنين چيزى در آثار مولوى ديده شود بدون ترديد مردود است ، زيرا كيست كه در
--> ( 1 ) . همائى ، جلال الدين ، تفسير مثنوى ، ص 61 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، ص 60 . ( 3 ) . جعفرى ، مولوى و جهانبينىها در مكتبهاى شرق و غرب ، ص 56 . ( 4 ) . انفال ، آيه 24 .