الفيض الكاشاني

75

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

دلها ، درد آنهاست غمى است كه به دعا مدد بايد خواست و دردى است كه به دوا تحصيل بايد نمود ، كفر كافر را و دين دين‌دارنده را * ذرّه‌اى دردت دل عطّار را . « 1 » در ازمنه سابقه اصحاب اين درد بسيار بوده‌اند و طبيب كمياب و در اين اعصار صاحب آن كمياب و طبيب آن مفقود : دواى درد عاشق را مگر يابم نشان از كس * در اين بازار در دكان هر عطار مىگردم ببايد بر منش رحمى طبيب عشق را هر چند * در اين بازار عطاران من بيمار مىگردم « 2 » امّا سبب مسائت وقوع ايشان در بيداى حيرت نظّار ، كه سبب تصادم شكوك و تعارض ادلّه مىباشد چه اين حيرتى است مذموم و خلقى است نامحمود و اليه اشار الحلاج بقوله : « من رامه بالعقل مسترشدا اسرحه فى حيرة يلهو و شاب بالتلبيس اسراره ، يقول فى حيرته هل هو ؟ و حيرت محمود حيرت اولو الابصار است و از توالى تجلّيات و تتالى بارقات و مشاهدهء كبرياء و عجائب احكام ربوبيّت حاصل مىشود و اليه اشار من قال : ربّ زدنى تحيرا فيك ، و من قال و من قال ؛ قد تحيّرت فيك خذ بيدى * يا دليلا لمن تحيّر فيك در تو حيرانم و اوصاف و معانى كه تراست * و اندر آن كس كه ترا بيند و حيران تو نيست چنانچه آدمى را در ظاهر دو چشم است كه به آن عالم شهادت را مىبيند در باطن نيز دو چشم است كه به آن عالم غيب را تواند ديد ، اگر گشوده شد ليكن اكثر مردمان را آن دو چشم باطن بسته است ؛

--> ( 1 ) - بيت از مثنوى منطق الطير عطار . ( 2 ) - ابيات از مؤلف شاعر فيض كاشانى .