الفيض الكاشاني

69

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

قد فاضت الدنيا بأدناسها * على براياها و اجناسها كل نفس بها ظالم * فما بها اظلم من ناسها جهان ، جهان ظلم و ظلمت و بىانصافى است البته فيض ضمن نقد اخلاقى جامعه بر خلاف بدبينى ابو العلا خوشبين و اميدوار به اصلاح اخلاق جامعه بوده است و سرآغاز خود را نمونهء كامل اخلاق پسنديده و ايمان و تقوى قرار داده بود و در مجمع علمى خود يارانى چون خويش تربيت كرده بود كه همه را دوست داشت و همه او را علاوه بر احترام استادى به جان دوست داشته و پدر خطاب مىكردند و اين معنى از مفاد اشعار اخوان صفا و قصيده پاسخ فيض كه با لقب از همه نام برده مشهود است و با دعا آغاز مىشود : يا رب اخوان صفا را ده نعيمى بىزوال * عمرشان ده بر سر عزّ روز و هفته ، ماه و سال آن كسانى را كه دادى خود لقبهاى نكو * از ره الهام تا گردد درست آنها به فال در ميانشان در ره خود الفتى بنهاده‌اى * تا به جمعيت ز نقص آيند تا اوج كمال گر مرا باشد نجاتى شافع ايشان كنم * يا شفيع من كن ايشان را گر ايشان راست حال دوست مىدارم من ايشان را تو همشان دوست دار * هم مرا برهان هم ايشان را به عقبى از نكال اما نبايد پنداشت كه اين جمع اخوان چون مجامع امروز صرفا مادى يا نوعى شركت تجارتى بوده بلكه صرفا منظور پرورش اخلاق ايمانى و اسلامى و معنوى داشته‌اند بديهى است بر مبناى دستورات دينى كه رفع نيازمنديهاى اخوان دينى است و فيض آن را در بيشتر تأليفات خود مخصوصا كتاب حقايق آخرين اثر خويش در اوائل سال 1091 ه ق به اتمام رسانيده از هيچ‌گونه كمك مادّى نيز به يكديگر خوددارى نداشته‌اند و در ترويج دين