الفيض الكاشاني

59

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

دينى غير مسلمان ندانيم و در گفتارهايشان سخنى نيست كه موجب كفر و ارتداد گردد و بتوان بنام كافر هريك از ايشان را ناميد چرا كه هر چهار گروه برشمرده متفقا به خدا و فرشتگان و كتابهاى منزل و پيامبران و روز قيامت « حشر و نشر و معاد » اقرار دارند ، احكام شرايع را قلبا پذيرفته و مجرى دارند ، و در تلاشند كه گمشده مطلوب خود را وجدانا بيابند پس اگر ثابت و محقق است در شخصى از اين اشخاص كه در هدايت ائمه معصومان نبوده و آن را ضرورى دين نمىدانند در معنى اخصّ خارج از ايمان‌اند نه اسلام چنانچه از اخبار ائمه معصوم عليه السّلام برمىآيد مگر اينكه ناصبى باشد در آن صورت كافر و بيرون از اسلامند و سزاوار سبّ و لعن به شرط اينكه اصرار در نصب داشته باشند مادام‌الحيات و بدون توبه سپس چون حديث المنزلة بين المنزلتين از نقل ائمه ثابت است . اين گمراهى است نه كفر ، در ميان ايمان و كفر و اگر چنين باشد ثابت است كه اين امر مربوط به آفريدگار متعال است و لعن احدى كه بر فطرت توحيد است به مجرد گمراهى و ضلال جائز نيست درصورتىكه كفر وى متحقّق نباشد بطور يقين و از طرفى ثابت نيست كه تا حين مرگ در كفر باقى باشد يكى از شيعيان به حضرت امام صادق عليه السّلام گفت من از هر مسلمانى كه چون ما نگويد تبرّاء مىكنم پس حضرت صادق عليه السّلام به او گفت : از ياران مائى و از كسى كه آنچه تو گوئى نمىگويد تبرّاء مىكنى ؟ گفت آرى ، حضرت به وى گفت آنچه منظور ماست در شما نيست پس بايد از شمايان تبرا كنيم قبول يا عدم گفتارشان با خداست در خاندان ما افتراء به مردم نيست آن‌گاه امام فرمود با آنها تولّا كنيد نه تبرا هستند از مسلمانان كه يكى را يك سهم و ديگرى را دو سهم و كس ديگر سه سهم است اين حديث طولانى و در كافى روايت شده است . اين درست‌انديشى نيست كه كسانى زبانشان را به لعن و نفرين ديگرى عادت دهند كه احيانا آن شخص بر خلاف ميل لعنت‌كننده كلامى گفته باشد و چه بسا كه معنى درستى از سخن خود منظور داشته كه طعنه زننده مفهوم آن را درست نفهميده و يا به‌گونه بد تعبير كرده است و اگر هم سخنى نادرست گفته از آن توبه كرده و يا عذر خواسته و يا ممكن است