الفيض الكاشاني

159

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

قصيده مولانا علم الهدى محمد بن محمد محسن در مديح والد و استاد خويش فيض بخطّ وى ديگر ز جوش سبزه عكس بهار فيض * هر بلبلى شده است ستايش‌گزار فيض گل گل شكفته غنچهء لعل سخنوران * از لطف جلوه‌هاى نسيم بهار فيض در گلبن ثنا بودش صد هزار ليك * ناورده در شمار يكى از هزار فيض راه سخن به پايهء او چون رسد كه نيست * انديشه را گذار به شهر و ديار فيض شايسته گوهرى ز مديحش نسفته‌اند * هركس هر آنچه داشته كرده نثار فيض با آنكه نارسائى اين و صفها رساست * با آنكه غافلند ز اسرار كار فيض هريك به اين خوش است و ليكن كه در بيان * بر لوح عرض گشته مدايح‌نگار فيض حالش به قال حاشا ظاهر شود و ليك * هركس بطور خود شده مدحت شمار فيض با دست عجز ، زلف سخن شانه مىزنند * هر نكته‌ايست خال دگر بر عذار فيض بعض كمال اوست كمال كمال ما * زيرا كه فخر اهل كمال است عار فيض علم اليقين « 1 » كه مفخر دانشوران بود * افتاده است از نظر اعتبار فيض عين اليقين ، محجّه بيضاى دانشش * كار كسى شبيه نباشد به كار فيض يك جرعه از شراب طهورش اگر كشى * آگاه مىشوى ز دل هوشيار فيض منهاج اوست معتصمى در سلوك راه * وافى كه راست مىبردت تا ديار فيض هر نكته از براى نجاتت سفينه‌ايست * غافل مباش از سخن آبدار فيض انوار حكمت از كلمات طريفه‌اش * پيدا چو نور دانش خورشيد سار فيض نقد اصول و حق مبين ، نخبه علوم * پروردهء نعيم دل بىغبار فيض دامن پُر از لئالى مكنونه مىكند * صاحب‌دلى كه يابد جا در جوار فيض گر دست كس رسد به اصول اصيله‌اش * بيند ره نجات ز يمن منار فيض

--> ( 1 ) - از اين بيت تا به آخر اشاره به تأليفات فيض دارد .