الفيض الكاشاني
154
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
* * * تا يافتهام نشئه سرشار از فيض * گرديده دلم مهبط انوار از فيض از فيض توان جست ره حق به خدا * از فيض بجو رموز اسرار از فيض * * * از فيض تمنّاى حمايت دارم * آثار هدى « 1 » چشم هدايت دارم من سائل بىوسيلهام بر در علم * بنشسته توقّع عنايت دارم « مير محمد هادى كاشى » « 2 » هر چند دورم از در دولتسراى فيض * خاموش نيستم نفسى از دعاى فيض زينسان كه من در آتش شوقم عجب مدار * گر پيكرم غبار شود در هواى فيض بر لب نهيد مهر خموشى شكر لبان * جائى كه بگذرد سخن جانفزاى فيض از سرّ آسمان و زمين مىدهد خبر * در چشم عقل هر كه كشد خاك پاى فيض هشيار و مست دست دعا برگشادهاند * تا عشق قسمت كه كند كيمياى فيض شد روشناس در همه عالم چو آفتاب * افكند سايه بر سر هركس هماى فيض
--> ( 1 ) - ظاهرا ( امّا زهدى ) بجاى ( آثار هدى ) بوده ضمنا هدى تخلّص علم الهدى مىباشد . ( 2 ) - هادى ، ميرزا عبد الهادى - ص 536 تذكره شعراى كشمير « اصلح » به تصحيح راشدى راهبر طريق استادى ميرزا عبد الهادى پسر ملا على رضايى تجلّى طبع هدايت توأمانش غولنژادان صحراى انكار سخنسنجى را به صراط مستقيم اقرار معنى طرازى ثابت قدم گردانيد . ز پهلوى هنر هر بىكمالم دشمن جانست * مرا از آب چون ياقوت آتش دو گريبان است ز آتشخو نگاهى گشت خاكستر دل اى هادى * كه گردش سرمه آوازهء چشم غزالان را صبح گلشن : هادى ميرزا عبد الهادى كاشى خلف ميرزا علىرضا تجلّى است . همان شعر بالا را نقل كرده است .