الفيض الكاشاني

146

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

« ملّا كاظم كاشى روضه‌خوان » « 1 » عالمى چينند بىزحمت گل از ديدار فيض * سربه‌سر باشد گل بىخار در گلزار فيض معنى خلق حسن گوئى مصوّر گشته است * گر نظر نيكو كنى در صورت اطوار فيض از نسيم باغ جنّت مىدهد هر دم نشان * نفحه گلزار خلق و طبع بىآزار فيض مثل او چشم فلك كم ديده از نوع بشر * حسرت‌افزاى ملك شد صورت اطوار فيض صدق قولش مىدهد از طينت پاكش خبر * احتمال كذب را ره نيست در اخبار فيض كس نداند معنى بىمنتهاى فيض را * هم توان كرد از دل آگاهش استفسار فيض ذات قدسى رتبه‌اش دارد عدالت را به ارث * تا به آدم عادلند آباى با مقدار فيض عالمى از خواب غفلت در زمان بيدار گشت * تا به معنى ديده‌ور شد ديدهء بيدار فيض اهل عالم سربه‌سر گشتند از اهل صلاح * مقتدا كردند چون شخص نكوكردار فيض عاقلان مست را آگاهيش آگاه ساخت * يك جهان هشيار گردند از دل هشيار فيض مىكند در يك نظر خاك وجودت را طلا * سرمه را اكسير سازد ديدهء بيدار فيض سنگ اگر باشد دلت لعل بدخشان مىشود * از فروغ آفتاب پرتو ديدار فيض * * * بر آنم كه ديگر جوانى كنم * به عشق مهى كامرانى كنم به ياد مهى نورافشان شوم * بظلّ سهى زندگانى كنم كنم عاشقى همچو مردان مرد * نه همچون فلان و فلانى كنم به يكسو نهم دنيى و جان برم * چرا عمر در كار فانى كنم برون آيم از خويش و مستى كنم * برآيم ز دوزخ جنانى كنم

--> ( 1 ) - در مقدمه ص 10 از جنگ علم الهدى وفات وى ثبت افتاده است : وفات ملا كاظم روضه‌خوان هفتم محرم الحرام 1088 ه ق .