الفيض الكاشاني
131
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
از جنگ محمد محسن عرفان شيرازى ، قصيدهء عرفان ايضا در مدح فيض « 1 » عشرتسراى بزم حضور است جاى فيض * خوشدولتى است دولت بىمنتهاى فيض نبود عجب اگر دو جهان بر مراد اوست * چون مدّعاى دوست بود ، مدّعاى فيض بر روى اهل صدق يقين بازگشته است * يك باب جنّت از در دولتسراى فيض خيل ملك صباح چو بينند ، روى او * ايمان خويش تازه كنند از لقاى فيض معراج هركسى نه ز تحت است تا به فوق * كان بود از براى نبى ، رهنماى فيض معراج سالكان طريقت بود ، ولى * گيرد « سعود » « 2 » بلكه چنين آشناى فيض عمر مسيح و بال فلك سير ، بايدت * گردى اگر به عالم بىمنتهاى فيض گر ديده باشدت به گه قامت الصلاة * بينى صف ملائكه را در قفاى فيض با « عيسوى » « 3 » دمان مكن اى خصم ساحرى * « سعبان » « 4 » اگر شود چه كنى با عصاى فيض حيرت دمد ز ديدهء تصوير اگر كشند * در پردههاى مدرس حيرتزداى فيض بينى چو چشم اهل نظر پُر ز نور شد * گر بنگرى به حلقهء درس هداى فيض شد چون دهان غنچهء معطّر دماغ عقل * در باغ دين ز نكهت باد صباى فيض كى دامن دلش شود آلودهء گناه * كرد آنكه غسل توبه به آب بقاى فيض همت كمند گردن امّيد مىشود * كردى چو اعتصام به حبل رجاى فيض پيشش جمال شاهد معنى است در حجاب * آئينهء دلى كه ندارد جلاى فيض و هم كسى به سرّ دهانش نمىرسد * مىنشكفد به باد نفس غنچههاى فيض آب خضر ، ز سبزهء امّيد مىچكد * تا گشته فرش سايه ابر عطاى فيض خرق حُجب ز ديدهء اعمى شگفت نيست * گر توتياى چشم كند خاك پاى فيض
--> ( 1 ) - اين قصيده عينا در صفحات قبل به نام قصيدهء « خير » در مدح فيض ثبت شده است . ( 2 ) - برابر دستخط شاعر و درست آن « صعود » . ( 3 ) - برابر خط شاعر درست آن « موسوى » . ( 4 ) - برابر خط شاعر ، درست آن « ثعبان » .