الفيض الكاشاني

129

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

خلع اگر امكان پذيرد وصف ذات پاك اوست * كشف اگر گردد محقق هست درخور فيض را عالمى شد چشمهء خورشيد از اشراق فيض * همچنان از فيض لبريز است ساغر فيض را نقش پايش مىشود آئينهء مقصدنما * هر كه در راه طلب پا كرد از سر فيض را سالك باللّه « 1 » ، فى اللّه ، الى اللّه ساختند * در طريقت مرشد و هادى و رهبر فيض را كرد از روشن‌دلى علم اليقين عين اليقين « 2 » * ديدهء حق بين ز نور حق منوّر فيض را نيست بابى علم را كش قفل از در برنداشت * فتح ابواب علوم آمد سراسر فيض را كيميا و سيميا و ليميا و هيميا * بر سر انگشت ذاتش خاتم زر فيض را سينه‌اش شد مخزن اسرار سبحانى از آن * شد زبان خاموش همچون سوسن‌تر فيض را از شعاع نور معنى خط زرّين مىشود * بر بياض ماه و خور خط معنبر فيض را

--> ( 1 ) - ن . ع : باللّه . ( 2 ) - صفائى از شاگردان فاضل فيض بوده و در محضر او فلسفه و كلام مىخوانده چون از دو كتاب علم اليقين و عين اليقين وى نام برده است .