الفيض الكاشاني

106

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

شد چون دهان غنچه معطّر دماغ عقل * در باغ دين ز نكهت باد صباى فيض كى دامن دلش شود آلودهء گناه * كرد آنكه غسل توبه به آب بقاى فيض همّت كمند گردن اميد مىشود * كردى چو اعتصام به حبل رجاى فيض پيشش جمال شاهد معنى است در حجاب * آئينه دلى كه ندارد جلاى فيض و هم كسى به سرّ دهانش نمىرسد * مىنشكفد بباد نفس غنچه‌هاى فيض آب خضر ز سبزهء اميد مىچكد * تا گشته فرش ، سايه ابر عطاى فيض خرق حُجُب ز ديده اعمى شگفت نيست * گر توتياى چشم كند خاك پاى فيض بىقامتش ز ناله حنّانه شيونى است * در چلستون مسجد الفت بناى فيض حىّ على الصلاة چو گويد مؤذّنش * بندند صف ملائكه كآمد صلاى فيض حىّ على الفلاح كه تا در مقام امن * ايمان كنيم تازه ز يمن لقاىِ فيض خُلقش پذيرد اين ز من از صدق نيّتم * وصفم اگر وفا نكند با ثناى فيض