الفيض الكاشاني

104

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

بىفيض همچو قالب بىجان بود جهان * اى صد هزار جان مقدّس فداى فيض شاهان كامكار طلبكار نصرتند * باشد قرين سايه خير لواى فيض دلهاى دلبران شده صيد كمند او * در حيرتم ز جذبه آهن‌رباى فيض بيرون روند از ظلمات خلاف خلق * گر اقتدا كنند به نور هداى فيض راه نجات ديده شود سالكان اگر * روشن كنند چشم دل از توتياى فيض دست رجا به كنگرهء عرش مىرسد * سازد اگر كمند ز فكر رساى فيض آبشخورش ز چشمه خورشيد مىدهند * مرغ دلى كه پر زند اندر هواى فيض از سرمهء صفاهان پوشيده چشم شوق * تا ديده ديده كحل بصيرت‌فزاى فيض پوشد ز صبح جامهء احرامى آفتاب * بهر طواف كعبه حاجت رواى فيض از دامن سپهر كند چنگ خود رها * ناهيد اگر ببيند عشرت‌سراى فيض آب از دهان چشمه حيوان روان شود * گر بشنود حديث لب جانفزاى فيض زيب بياض ديده اهل بصيرتست * در چشم من سواد خط مشكساى فيض هر هفت كرده شاهد ذاتش به شش جهت * تا گشته چار بالش دين متّكاى فيض حيرت رمد ز ديده تصوير اگر كشند * در پرده‌هاى مدرس حيرت‌زداى فيض بينى چو چشم اهل نظر پر ز نور شد * گر بنگرى به حلقهء درس هداى فيض « 1 » شد چون دهان غنچه معطّر دماغ عقل * در باغ دين ز نكهت باد صباى فيض كى دامن دلش شود آلودهء گناه * كرد آنكه غسل توبه به آب بقاى فيض « 2 » « قصيده « خير » در مديح فيض اعلى اللّه مقامه عشرت سراى بزم حضور است جاى فيض * خوش‌دولتى است دولت بىمنتهاى فيض

--> ( 1 ) - هدى : يعنى علم الهدى كه در كنار پدر مجلس تدريس داشته است . ( 2 ) - ابيات مشابه قصيدهء شمساء متخلّص به انس با تغييراتى .