الفيض الكاشاني
719
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
( 261 ) هر آن كس كه خود را پسنديده باشد * به هر مويش ابليس خنديده باشد نباشد پسنديده جز آنكه حقش * در آيات قرآن پسنديده باشد ز انوار ايمان و اسرار عرفان * فروغى به سيماش تابيده باشد ز ديدار او حق پديدار « 1 » آيد * كه نور خدا زو تراويده باشد در آيينهء روى او « 2 » صاحب دل * خداى جهان را عيان ديده باشد به حق بسته باشد دل غيب بين را * ز بيگانه و خويش ببريده باشد « 3 » بود بهر حق جنبش آن زنده دل را * نفرموده باشد نجنبيده باشد « 4 » خلايق ز حق سوى باطل گرايند * ز حق سوى حق او گرائيده باشد بود مردمان را همه ترس از هم * خدا بين ز جز خود نترسيده باشد نخسبد « 5 » دو چشم دوبينان همه شب * يكى بين دو چشمش نخسبيده باشد پسنديدهء دشمنان نيز باشد * ز بس دوست او را پسنديده باشد خنك آنكه چون فيض گلهاى قدسى * ز گلزار لاهوت مىچيده باشد ( 262 ) واعظ به منبر آمد و بيهوده ساز كرد * در حق هر گروه سر حرف باز كرد ملّا به مدرس آمد و درس دقيق گفت * حق را ز غير حق به گمان امتياز كرد خالى ز معرفت « 6 » چو رياست پناه شد * انكار بر معارف ارباب راز كرد زاهد در انتظار « 7 » نعيم بهشت ماند * عابد نماز را به تكلّف دراز كرد مغرور شد به عزّت تقديم در نماز * آن جاه دوست كو به امامت نماز كرد صوفى به خانقاه در آمد به وجد و شور * جمعى مريد را به لقا سرفراز كرد
--> ( 1 ) - چ ش ، عق : به ديدار . ( 2 ) - چ ش ، چ پ : آن . ( 3 ) - چ پ : مصراع با مصراع بيت بعدى جابجا شده . ( 4 ) - چ پ : مصراع با مصراع بيت بعدى جابجا شده . ( 5 ) - پ ش : نخسبد . ( 6 ) - چ ش : خالى در معرفت . ( 7 ) - چ ش ، زاهد ز انتظار .