الفيض الكاشاني
698
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
قاصدى كو كه غمم را بتواند برداشت * سيل اشكم مگر اين كوه به پايان ببرد آتش هجر كز آن جان و دلم مىسوزد * كه تواند شررى را بنشان زان ببرد آهى از سر دهم از سينه بسوزد دوزخ * رخصت ديده دهم قلزم و عمّان ببرد مگر اين آتش هجران به تنم درگيرد * باد خاكم به سر كوى عزيزان ببرد فيض را شوق عزيزان جهان باقيست * كيست كز وى خبرى جانب ايشان ببرد ( 238 ) اهل معنى همه جان هم و جانان همند * عين هم قبله هم دين هم ايمان همند در ره حق همگى همسفر و همراهند * زاد هم ، مركب هم ، آب هم و نان همند همه بگذشته ز دنيا به خدا رو كرده * هم عنان در ره فردوس رفيقان همند همه از ظاهر و از باطن هم آگاهند * آشكاراى هم و واقف « 1 » پنهان همند عقل كلشان پدر و مادرشان نفس كلست * همه ماننده به هم نادره اخوان « 2 » همند همه آئينهء هم صورت هم ، معنى هم * شاهد روى هم از مشهد عرفان همند « 3 » همه از صورت هم معنى هم مىنگرند « 4 » * همه هم آينه ، هم آينه داران همند مرهم زخم همند و غم هم را غمخوار * چارهء درد هم و مايهء درمان همند
--> ( 1 ) - چ ش : اسرار . ( 2 ) - چ ش : نادر و اخوان . ( 3 ) - چ ش : فاقد مصراع . ( 4 ) - چ ش : فاقد اين مصراع .