الفيض الكاشاني
685
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
اى خوش آن روزى كه بازم در ره عشق تو سر * هر كه در عشق خدا بىسر شود سرور شود من نمىدانم چه بايد كرد تا بر خاك فيض * كيمياى پرتو لطف تو افتد زر شود ( 226 ) در مدح مولا امير المؤمنين « 1 » تا به كى اين نفس كافر كيش كافرتر شود * تا به چند اين ديدهء بىشرم ننگ سر شود بس فسون خواندم بر اين نفس دغا فرمان نبرد * بس نصيحت كردمش شايد به حق رهبر شود عمر خود را صرف كردم در فنون علم و فضل * تا بود چشم دلم از علم روشنتر شود بر من اين علم و هنر درهاى رحمت را ببست * ديده هرگز كى كليد قفل قفل در شود گفتم آخر مىكنم كارى كه بهتر باشد آن * من چه دانستم كه آخر كار من بدتر شود اى خدا رحمى بكن بر بندهء بيچارهات * بد بود نيكوش كن نيكوست نيكوتر بود بنده را ارشاد كن شايد رسد در دولتى * هر كرا مرشد تو باشى ز آسمان برتر شود آنكه قابل نيست ز ارشاد تو قابل مىشود * ور بود قابل ز ارشاد تو قابلتر شود دانشى را لطف كن كز وى محبّت سر زند * شايد از اكسير عشقت اين مس من زر شود
--> ( 1 ) - عنوان از شارح .