الفيض الكاشاني
675
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
( 213 ) رام قتلى و ما عليه جناح « 1 » * قتل عشاقه عليه مباح هر دلى كو اسير عشقى شد * نيست او را دگر اميد فلاح تشنهء بادهء وصال توام * العطش يا حبيب هات الراح شب هجر تو جاعل الظلمات * روز وصل تو فالق الاصباح از مى وصل تو صبوح و غبوق « 2 » * مست و مخمور را غداة و رواح از نمكزار لعل شيرينت * آب حيوان همىبرند ملّاح با من آن كن كه مصلحت دانى * كه مرا در صلاح تست صلاح گر بسوزانيم ندارم باك * ور كشى خون من تراست مباح تو نهاى قابل وصال اى فيض * گفتگو را بمان مكن الحاح « 3 » ( 214 ) چشم او كرد به قتلم تصريح * نگهش كرد به عفوم تلميح « 4 » سوى من كرد نگاه گرمى * كه در آن بود به وصلش تلويح كرد مژگانش اشارت با لب * كه بيفشان شكرى با تمليح لب لعلش شكرى داد به من * نمكين شكّر شيرين مليح سخنى رفت ميان من و او * به اشارت به كنايت نه صريح به طمع شد دل من زان الطاف * كه مگر وعدهء او هست صحيح دل چو بستم به وصالش گفتا * مىندانى كه به وصليم شحيح گر نهد لب بلب فيض شود * سخنانش همه شيرين و مليح « 5 »
--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : حباح ؟ ( 2 ) - چ پ ، چ ش : غسوق و غبوق هر نوع شراب را در شب نوشيدن بر خلاف صبوح . ( 3 ) - اصلى فاقد اين غزل و از عق و نسخ چاپى اضافه شد . ( 4 ) - چ ش : تمليح . ( 5 ) - غزل در اصلى نيست .