الفيض الكاشاني
771
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
هر كه رسوا گردد از عشق بتى صاحب جمالى « 1 » * از ملامت سر نپيچد عيب كس عارش نباشد دوش بگذشتم به كوى مىفروشان زاهدى گفت « 2 » * باده صوفى مى ننوشد با گنه كارش نباشد گفتمش صافى نگردد تا ننوشد باده صوفى « 3 » * ذوق مستى تا نيابد نزد او بارش نباشد مىكند بر خويشتن دشوار عاقل كارها را * بر خود ار آسان بگيرد عشق دشوارش نباشد بر فراز آسمان كى جاى يابد چون مسيحا * جز كسى كو در زمين فكر خر و بارش نباشد فيض بگذر « 4 » زان سخن كان را نمىآرى بجا تو * بد بود گفتار آن كس را كه كردارش نباشد ( 330 ) عاشقان محو يار مىباشند * در غم عشق زار مىباشند از برون گر شكفته و خندان * در درون سوگوار مىباشند آن جماعت كز اهل معرفتند * در تماشاى يار مىباشند جاهلان « 5 » در شمار روز شمار * پست و بىاعتبار مىباشند در دو كون اهل دانش و بينش * در شمار خيار مىباشند قوم دانانماى اهل جدل * در جزا اهل نار مىباشند اهل نخوت به روز رستاخيز * زار و پامال و خوار مىباشند
--> ( 1 ) - چ ش : جمال . ( 2 ) - چ پ : زاهدى با من بگفت ، چ پ : فاقد بيت . ( 3 ) - چ ش : باده صافى . چ پ : فاقد بيت . ( 4 ) - چ پ ، چ ش . مگذر . ( 5 ) - عق ، چ پ ، چ ش : منعمان .