الفيض الكاشاني
757
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
هر عاشق بيچاره كه دربند بلا نيست * آشفتگى از نكهت « 1 » گيسوى تو دارد چون فيض بپاشد « 2 » ز هم اجزاى وجودش * هر ذره جدا عزم سر كوى تو دارد ( 310 ) كمال در آنكه مقصود از عالم خاتم و خاتم چشم و چراغ عالم است « 3 » از سرّ ازل پرده به بوى تو گشادند * اوّل در ايجاد به روى تو گشادند آمد چو به بازار عيان درج حقايق * اول سر آن حقه به بوى تو گشادند آفاق پر از غاليه و مشك ختن شد * آن دم كه سر طرهء موى تو گشادند صحراى زمين ار همه ايوان تو كردند * درهاى سماوات به روى تو گشادند املاك همه جانب تو گوش نهادند * افلاك همه چشم به سوى تو گشادند انجم همه نور از رخ زيباى تو بردند * بر عارض شب طره ز موى تو گشادند از بادهات ارواح چو يك جرعه چشيدند * جام از تو گرفتند و سبوى تو « 4 » گشادند چون روى تو ديدند نظر از همه بستند * نظارگيان پاى به كوى تو گشادند اكوان كمر خدمت والاى تو بستند * ابواب سعادت به روى « 5 » تو گشادند چون كعبهء مقصود تو بودى دو جهان را * آن قافله را راه به سوى تو گشادند از چشمهء فيض ازلى گشت روان فيض * اين آب حياتى كه به جوى تو گشادند ( 311 ) نور ازل ظهور كرد رحمت خاص عام شد * حكم قضا نفاذ « 6 » يافت كار قدر تمام شد دانهء گندمى فكند آدم پاك را به خاك * بهر شكار روح قدس مركز خاك دام شد
--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : نگهت . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : فيض نباشد . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ : سبو از تو . ( 5 ) - سعادت چو به روى . ( 6 ) - چ ش : نفاد .