الفيض الكاشاني

753

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

هر كه به خشم مبتلا راست چو مار مىشود * وانكه اسير حرص شد خوار چو مور مىرود غفلت فيض بين كه چون غرهء گفتگو شده * ماتم خود گذاشته در پى سور مىرود ( 303 ) كمال « 1 » در سر شوريده سودا مىرود * كز كجا آمد كجاها مىرود وانكه عاقل خوانيش در كارها * در خيالش سود و سودا مىرود گه در آتش مىرود گاهى در آب * خاك بر سر در هواها مىرود هيچ در پيش و پس خود ننگرد * در بلاها بىمحابا مىرود خواجه با هوش آى و كار و بار « 2 » بين * حرف سوق و سود و سودا مىرود خواجه بىهوشست و كارش در زيان * عمر رفت و خواجه رسوا مىرود دى برفت و امروز هم باقى نماند * جان به فردا مىرسد يا مىرود اين نفس را پاس بايد داشتن * كاين نفس از كيسهء ما مىرود جان به جانان تازه مىكن دم به دم « 3 » * ورنه جان بىجان ز دنيا مىرود گوشها بسته است فيضا لب ببند * كاين سخنهاى تو بى جا مىرود ( 304 ) حق در اهتزاز به ذكر حبيب « 4 » چون سخن از دلبر ما مىرود * شاهدان را رنگ و سيما « 5 » مىرود چون حديث يار بىپروا كنند * اين دل شوريده از جا مىرود

--> ( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : كار يار . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : مىكردم بدم . ( 4 ) - عنوان از اصلى . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : رنگ سيما .