الفيض الكاشاني

734

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

بر فوق فلك رفته به جنّات برآيند * بويند گل غيب « 1 » و گل از خويش برويند اين طايفه نورند و حياتند و وجودند * با هر كه نشستند چو جان در تن اويند و آنان كه بود بستهء تن پاى خردشان * هرگز گلى از عالم ارواح نبويند زنگ « 2 » تنشان ز آينهء جان نزدايد * دل را ز گل عالم اجسام نشويند اين طايفه موتند و عدم ظلمت و جهلند * بر بىخبريشان « 3 » سزد ارواح بمويند و آنان كه نه اينند و نه آن ، مثل من و تو * در كشمكش اين دو نه پشتند « 4 » و نه رويند چوگان قضا سوى زبرشان ببر گه * افتند گهى زير سراسيمه چو گويند رفتن نتوانند و به مقصد نگرانند * نصف دلشان شاد كه از راه بگويند عزمى ، كه دو جا بستن دل كار زنانست * مردان خدا فيض چنين راه نپويند ( 283 ) تا كى ز صلاح من و زهد تو بگويند * اى كاش برين شهرت بىاصل بمويند تا كى چمن طاعت ما خوش بنمايد * زين باغ خلايق « 5 » گل اخلاص نبويند بر نامهء ما چند نويسند گناهان * كو اشك ندامت كه بدان نامه بشويند داريم نهان سينه‌اى از خلق ز خجلت * دانيم خدا بيند « 6 » اين را ، چه بگويند آرند گروهى حسنات از دل پردرد * ترسند كه مقبول نيفتد چو « 7 » بجويند ما معصيت آريم و نترسيم ز پاداش * از ما سزد ار موى بمو جمله بمويند « 8 » جا دارد اگر ما عمل خويش بسنجيم * زان پيش كه از ذرّه و مثقال بجويند « 9 » امروز بيا تا گل توفيق بچينيم * فرداست ز خاك تن « 10 » ما خار برويند

--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : گل از غيب . ( 2 ) - عق : زآنك . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : بىخرديشان . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : پشتند نه رويند . ( 5 ) - چ پ ، چ ش ، عق : ملائك . ( 6 ) - چ پ ، چ ش : داند . ( 7 ) - چ ش ، عق : چه . ( 8 ) - چ پ ، چ ش : فاقد بيت . ( 9 ) - اشاره به آيه 8 و 7 سورة الزّلزال بشرح فهرست . ( 10 ) - چ ش : فرداست كه ز خاك تن ما .