الفيض الكاشاني

27

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

شاه فضل نعيم قدّس سرّه « 1 » از جنگ مورّخ 1093 تا عشق تو از كوى خرابات برآمد * موساى دل از طور مناجات برآمد نور رخت افتاد شبى در دل منصور * فرياد انا الحق به سماوات برآمد تا زاهد شهر از مى شوق تو خبر يافت * چون پير مغان گرد خرابات برآمد در صومعه تا زمزمهء ذكر تو افتاد * صوفى چو من از توبه و طامات برآمد در ديدهء صاحب نظران از سر قدرت * عشق تو به صد نقش به كرّات برآمد هرگز صفت عشق خدايى نتوان گفت * كاين عشق صفاتى است كه با ذات برآمد اندر دل هر ذرّه رخت كرد تجلّى * تا انّى انا اللّه ز ذرّات برآمد تا يافت نعيمت خيال شده را باز * عشق تو بسى گرد خيالات برآمد ملّا ضياء الدين محمّد كاشى قدس اللّه سرّه دلم شيدا كه شيداى تو باشد * خراب آنكه مأواى تو باشد سراپاى وجودم چشم گرديد * كه حيران سراپاى تو باشد دلم زين آرزو گرديد موئى * كه در زلف دلاراى تو باشد خرامان شو كه طوبى تا قيامت * خجل از قد رعناى تو باشد اگر سرو از رياض خلد رويد * بلاگردان بالاى تو باشد برون كردم ز دل هر آرزويى * كه بيرون از تمنّاى تو باشد به چشم اهل بينش توتيائى است * غبارى كز ته پاى تو باشد ضياء را گر ز سر تا پا بسوزى * همان گرم تماشاى تو باشد

--> ( 1 ) - عينا از جنگ استنساخ شده و او فرزند محمّد شريف بن شاه فضل اللّه اوّل است .