الفيض الكاشاني
23
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
جذر و مدّ است اينكه گاهى بحر و گاهى قطرهايم * قبض و بسط است اينكه گاهى شعله گاهى اخگريم جوهر شرعيم و در صندوق ديو رهزنيم * گوهر عقليم و در درياى نفس كافريم شعله از خود مىكشيم و موج در خود مىزنيم * آتش ياقوت شادابيم و آب گوهريم هفت دريا گر بجوشد ما چو گوهر در تهيم * نه فلك گر آب گردد ما چو روغن در سريم رنگ صد انديشه ريزيم و فروريزيم باز * در ديار آرزو هم بُتشكن هم بُتگريم عشق را دامان پاكيم و وفا را خاك راه * حُسن را آئينه و آئينه را خاكستريم با دلى يك پيرهن از شيشه نازكتر كه هست * مبتلاى خاطرى از برگ گل نازكتريم قبلهاى داريم غير از كعبهء اسلاميان * كز درش يك لحظه برداريم اگر سر ، كافريم در بلنديهاى همّت همچو فيّاض ار نيم * ليك در كوتاهدستيها ازو واپستريم « 1 » كاشان و مقام علمى آن در روزگار شاه مرتضى والد فيض كاشان در عصر شاه مرتضى و والد او تاج الدين محمود از نظر تجمع علماى فقه و حديث و تفسير اماميه و فلسفه و كلام كمتر از اصفهان نبوده زيرا مؤيد اين داعيه مطالبى است كه از اجازه محقق كركى شيخ الاسلام ايران در عصر شاه طهماسب به يكى از مشاهير علماى كاشان بنام شرف الدين عبد القائم بن كافى الدين طاهر بن شرف الدين عبد القائم مشهور به « مقرى » كاشانى مىتوان دريافت كه آن را در شهر رجب سال 937
--> ( 1 ) - اين غزل در نسخه چاپى پريشانزاده 17 بيت است .