صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمهء مصحح 59

كسر أصنام الجاهلية ( فارسى )

فصل دوم اين مهمّ را مورد تأكيد قرار مىدهد كه بر خلاف نظر ظاهربينان وساده‌انديشان ، كه أحوال را بر علوم وافعال را بر أحوال ترجيح مىدهند ، روشن‌بينان وژرف‌انديشان وآنان كه سرشتى نوراني دارند صفات وأحوال را برتر از اعمال وعلوم را برتر از أحوال مىدانند . خلاصه ، علوم أفضل از أحوال وأحوال أفضل از افعال ودر نتيجة علم برتر از همه چيزى است . البتّه در ميان علوم هم ، علوم نظري إلهي كه « علوم مكاشفه » هم خوانده مىشوند وجز با إلهام از حق بدست نمىآيند ، اجلّ وأعظم از علوم عملي است كه بدانها « علوم معاملات » مىگويند ، چه معامله با حق باشد چه با خلق . فصل سوم در بيان اين نكته است كه ميان علوم مكاشفه نيز تفاضل است ، يعنى برخى از برخى ديگر برتر است . معرفت خداوند اجلّ واشرف وبرتر از همهء آنهاست ، كه وسيلهء نيل به سعادت حقيقي ، بلكه عين سعادت وخير حقيقي است . فصل چهارم تبيين وتوضيح همان مطلب ومقصود است كه در فصل سوم گفته شد . بدين صورت كه اجلّ لذّات وأكمل آنها ، معرفت حق أوّل ونظر به وجه كريم اوست . زيرا لذّات تابع ادراكاتند وبا اختلاف آنها مختلف مىشوند ، همان‌طور كه ادراكات با اختلاف مدركات اختلاف مىيابند . واز آنجا كه در دار هستى چيزى أعظم واشرف از ذات معبود ، مبدأ عالم ومدبّر ومتكفّل آن نيست ، ونيز در عالم ملك وملكوت وجمال وبها وجلال امرى وحضرتي به تصوّر نمىآيد كه أعظم از حضرت ربوبي باشد ؛ لذا ألذّ علوم علم به خدا ، صفات ، افعال وتدبير اوست در مملكتش كه از منتهاى عرش تا تخوم وحدود زمين است . در ذيل با عنوان « إيضاح استفاديّ » توضيح مىدهد كه نبايد چنين پنداشت كه لذّتى كه از پى نابودى شهوات ، برطرف شدن معضلات وانشراح وباز شدن روح به هنگام فتوح در باغها وبستانهاى معرفت به عارف دست مىدهد ، كمتر از لذّت كسى