محمد بن محمود دهدار شيرازى
56
رسائل دهدار ( فارسى )
صورت لفظى او متعين مىشود و بر طبق آن صورت كه در خيال تعيين يافته ، به عالم تلفظ - كه نسخهء عالم تجسم است - درمىآيد . و همچنانكه در آمدن فرد ممكن به اين وجود جسمانى به اين طور است كه ابتدا وجود عام - كه نفس الرحمن است - به مراتب بيست و هشتگانهء كليهء وجودى متعين و متقرر شده ، ثانى الحال به جهت وجود خاص هر فردى بر آن مراتب كلا أو بعضا بحسب استعداد آن فرد گذر كرده ، به عالم تركيب آمده ، آن ممكن را به وجود مىآورد ، همچنين نفس انسانى به مخارج بيست و هشتگانهء حروف كه نسخهء آن بيست و هشت مرتبهء وجودى عالم است ، ابتدا متعين شده در نفس متقرر گشته ، ثانى الحال بر آن مراتب كلا أو بعضا بحسب استعداد آن معنى گذشته آن فرد معنى را - كه نسخهء فرد ممكن است - به عالم تركيب لفظى درمىآورد . همچنانچه آثار بر وجود افراد ممكنات مترتب است ، كذلك بر كلمات و الفاظ انسانى آثار مترتب است و حسن و قبح و ثبات و زوال و دوام و انعدام و جميع نسب و اضافات بر آن قياس . و همچنانچه موجودات عالم تركيب سيرى و دورى مىكنند و باز به اصل خود راجع مىشوند ، الفاظ نيز باز از راه دست به خط و باصره و حسّ مشترك دور كرده به روح باز مىرسد ، يا از راه سامعه . و همينقدر اشاره كافى است آن را كه فهم صافى است . و چون اين مطابقه را كسى دريافت ، ايجاد را درمىيابد به قدر وسع و پى به معنى امر « كن » مىبرد ؛ « وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ » « 1 » . و چون گفته شد كه مخارج حروف ، نسخهء مراتب بيست و هشتگانهء وجود است ، تلويحى بر مطابقهء آن ضرورى است ؛ و باللّه التوفيق . بدان - رزقك اللّه تعالى و ايانا العلم النافع - كه حق - سبحانه و تعالى - را در تجلى خودبهخود تعينى است مطلق كه جميع تعينات و اعتبارات و نسب و اضافات وصفى و اسمى و فعلى در آن مندرج و مستهلك است كه اكابر از تعين ، تعبير به هويت غيبيهء واحديه بر جمع و امثال اين مىكنند و نزد محققان ، نقطه اشاره به اين مرتبه است . و نسخهء اين تعيّن در نفس انسانى منشأ امتداد دم است از مركز
--> ( 1 ) . بقره ، 213 .