محمد بن محمود دهدار شيرازى
53
رسائل دهدار ( فارسى )
حقايق موجود ، اما نزد اهل توحيد و تحقيق اين امر عام را حقيقتى است كه ذات واجب تعالى است و اوّل مظاهر كليه آن ذات مقدس همين وجود منبسط است كه به « نفس الرحمن » [ 4 ] از آن تعبير مىكنند . و چون آن ذات مطلق كه حقيقت وجود است « 1 » ، واحد حقيقى است پس از جهت وحدت از او صادر نشود الّا شىء واحد ، و نام اين شىء واحد نزد اهل شرع ، حقيقت محمدى است و نزد حكما ، عقل كل و نزد صوفيه ، وجود عام فايض بر ماهيات ممكنه ؛ و چون آن ذات حقيقت اين وجود عام است پس براى تفهيم اين معنى اطلاق اسم وجود مطلق بر آن ذات مىكنند . و مراد به مطلق ، اينجا همان است كه به اصطلاح علما و حكما آن را لا به شرط [ 5 ] مىگويند . يعنى نه به اطلاق فرا گرفته باشند و نه به قيد . و انبساط اين وجود عام از آن ذات حقيقى مر حقايق ممكنه را ، مثال انبساط نور شمس است بر جرم قمر . پس به وجود حق موجود باشد ؛ چنانچه قمر به نور شمس روشن است و هيچ محذور نه . و اين عموم و خصوصى كه در مراتب وجود است « 2 » ، هم مراتب ظهور وجود حقيقى است كه قيوم موجودات است و وجود عام ، ظل وجود حقيقى است و ممكنات محل ظهور آن [ 6 ] ظلّ . « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ » « 3 » . چون بدانستى كه ظلّ كيستى * فارغى گر مردى و گر زيستى و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين . نيّر اول در اظهار شمه [ اى ] از مطابقهء نسخهء انسانى با نسخهء وجود قال اللّه تعالى : « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ » « 4 » . كلمهء « واو » دلالت « 5 » بر جمعيت مىكند ، مشعر بر آنكه هرچه در آفاق باشد ، همان در انفس باشد اما هرجا به تعينى
--> ( 1 ) . اساس : « واحد حقيقى است » را ندارد . ( 2 ) . اساس : همه مراتب وجود است ، همه مراتب ظهور وجود حقيقى است . ( 3 ) . فرقان ، 46 . ( 4 ) . فصّلت ، 54 . ( 5 ) . مج و اساس : كلمه اولا دلالت ، رضوى : كلمهء واو .