محمد بن محمود دهدار شيرازى
71
شرح خطبة البيان ( فارسى )
و بدان كه لاهوت حقيقت جبروت است و جبروت حقيقت ملكوت است و آن حقيقت ملك ، اكنون نفس اكملى كه بموجب خبر مصطفوى ممسوس فى ذات اللّه و مهندس لاهوت باشد كه به حقيقت شخصيّت خود تصرّف در آن عالم بتعيّن إحكام و بتعيين أحكام و مراتب شئون ذاتيّه الهيّه در آنجا مىكرده باشد نه شگفت و اگر در عالمى كه مثل كالبد آن عالم و كالبد كالبد باشد اين قسم تصرّفات داشته باشد و حال آنكه از حقايق جويان سواحل بحر او عليه السّلام تصرّفات « 1 » در آسمان و زمين شده مثل توقيف آفتاب و قبض و بسط زمان و انبساط و طىّ الارض و احياء و اماته ، تا به حدّى كه از كثرت وقوع اين خوارق عادات « 2 » شكّ را مجال انكار نماند ، پس اگر تمام اين كلام را كه در ضمن اين خطبه است به صرافت مفهوم الفاظ قرار گيرند ، عقل را بديع الوقوع نخواهد نمود ، و اللّه اعلم . و قال عليه السّلام : انا الّذى عندى فصل الخطاب ، انا قسيم الجنّة و النّار . اشعار مىفرمايد : بر اينكه تفاصيل احكام موجودات صادره از خطاب « كن من الأزل الى الأبد » بر وجه امتياز حقايق ايشان و جريان حكم بر آن حقايق نهج ظهور و بر لوازم آنها خواه بحسب نشئات جمالى « 3 » و خواه به حسب نشئات جلالى در علم من مثبت و در حقيقت من مندرج است كه چون به يك امر كن خطاب بر امكان شد ، و دفعتا ممكنات در حيطهء وجود درآمدند مجمل آن نزد من بر نهج مذكور مفصل است به نوعى كه اگر درصدد تبيين يك يك از آن حقايق درآيم همگى را كما هى به بيانى روشن و خطابى مفصّل در عرصهء علم بحدّ خودشان جاى دهم كه اصل و فرع و حكم و اثر و غايت و مبدأ و منتهى هر يك ممتاز و نمايان آيد زيرا كه همه تفاصيل مرتبه كلّيّه جامعه من است و چون عقل اوّل را كه
--> ( 1 ) - ر ض : « تصرّفات » را ندارد . ( 2 ) - ر ض : « عادات » را ندارد . ( 3 ) - ر ض : جمالى در علم من .