مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى
20
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )
فتح « 1 » اگر مناسبت ذاتى با دقايق حقايق و لطائف معارف دارى و از شنيدن آن خوشوقت و پرحال مىشوى ، از صحبت صاحبكمال كامل مىتوانى شد ، چنانچه « 2 » صاحب طبع موزون كه بصحبت شعرا رسد شاعر تواند شد ؛ و كسى كه مناسبت مذكوره ندارد و مىخواهد كه به مطالعهء سخن درويشان كامل شود مثل كسى است كه طبعش موزون نيست و هوس مىكند كه بوسيلهء عروض شاعر گردد . ظ : اى آنكه بتقرير و بيان دم زنى از عشق * ما با تو نداريم سخن خير و سلامت س : زاهد كه بتزوير و ريا خوش باشد * چون اهل دلى ديد مشوّش باشد آن دم كه كند نكتهء عرفان تصديق * از روى مثل چون بز اخفش باشد و علامت مناسبت آنست كه در « 3 » اوّل حال مصنّفات امام ، حجّة الاسلام ، زين الدّين ، ابو حامد محمّد طوسى غزّالى ، قدّس اللّه سرّه ، بتخصيص احيا و كيميا در تو اثر كند و « 4 » از مطالعهء آن احوال تو متغيّر شود . و اگر بعضى از ارباب تقشّف « 5 » و اصحاب تكلّف نفى او كنند ، اعتبار مكن . شنيدم كه يكى از اهل ظاهر كتابى در نفى امام نوشته و افتتاح بدين « 6 » كرده « 7 » : « الحمد للّه الّذى أخرج الغزّالىّ من بين العلماء بتصنيف الإحياء . » و دور نيست كه امام هم به زبان حال اين گويد و مراد علماى متقشّف « 8 » باشد « 9 » كه در حقيقت جهّالند و اطلاق علما بريشان متعارف شده . س : گوئى كه مگر ز زاهدان سودى هست * وز فضل ترا اميد بهبودى هست اين هر دو چنان شوند رهزن كه ترا * هرگز نشود گمان كه معبودى هست و معاندان امثال اين در وقت حيات « 10 » امام هم گفتهاند و رسالهاى در جواب « 11 »
--> ( 1 ) . C : - فتح . ( 2 ) . CG : چنان كه . ( 3 ) . C : - در . ( 4 ) . C : - در . ( 5 ) . G : تعسف . ( 6 ) . D : به اين . ( 7 ) . CDG : + كه . ( 8 ) . G : متعسف . ( 9 ) . G : باشند . ( 10 ) . B : - و معاندان . . . ( 11 ) . G : در باب .