مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى
مقدمهء مصححان 15
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )
بيان آنكه سعادت و شقاوت مردم بتقدير خداست و بنياد كارخانهء آفرينش بر امر قضاست 474 تعيير شخصى كه از كسوت استعداد عارى بوده و بحسن طالع قصب سبق از اقران ربوده 475 بيان اختلاف روزگار و تقلّب ليل و نهار 475 تنبيه بر فناى دنيا كه بهشت غافلانست و منع دشمنان از شماتت كه خوى جاهلانست 476 نكوهش دنيا كه هم اقبال او مذموم است و هم ادبار او مشئوم 476 خطاب به دنيا كه توجّه به او شقاوت ابديست و ميوهء درخت او تلخى ضرر و بديست 477 قطع رشتهء امل بمقراض تذكار اجل 477 منع اعتماد بر مساعدت روزگار و تخويف از قضاى حضرت قهّار 478 منع جمعى كه نكوهش زمان ورد زبان ايشانست و مذمّت كسى كه بمعنى شيطان و به صورت انسانست 478 تقسيم ماهيت جامعهء انسان كه مظهر اسائتست و مصدر احسان 479 تبيين اصناف بشر كه خير او آميخته است بشرّ 480 ترجيح غنى كه مورث سرور و ابتهاج است بر فقر كه محدث فتور و احتياج است 481 بيان آنكه غنى واسطهء عزّت و افتخارست و فقر رابطهء ذلّت و انكسار 482 تنبيه بر آنكه درويشى با خوارى آميخته و خاك مذلّت بر مساكن فقرا بيخته 482 تفضيل فقر كه مقصد اهل كمال است بر غنى كه مؤدّى به نقص و زوال است 482 تنفير طباع از هر مزه كه نهايت آن عارست و بزه 483 شمردن انواع و اصناف عار و تعريض به بعضى از دشمنان وحشت شعار 484 تأسّف بر فوت ائمّهء دين و شكايت از افساد مفسدين 485 اظهار رسيدن اندوه بكمال و بيان انتهاى هر ممكن بزوال 486 ستايش كسى كه در مقام صبر ثابتقدم بوده و تشبيه خلق كريم او بمسك سوده 487 تبيين يمن انبساط و تحسين حسن اختلاط 487 ترغيب به تحصيل دوستان حقيقت آثار و بيان آنكه هزار دوست كم است و يك دشمن بسيار 488