مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى
32
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )
آن « 1 » تقصير كند ، آثم باشد و اگر سعى كند و نيابد ، آثم نباشد ، ليكن مختار آنست كه مخطى است ؛ ثانى آنكه دليل قطعى ندارد ، و اشعرى و ابو على جبّائى گويند هر مجتهد دران مسئله مصيب است ، يعنى خدا را حكم معيّن دران مسئله « 2 » نيست و حكم خدا تابع ظنّ مجتهدست ، هرچه ظنّ مجتهد به آن منتهى شود حكم خداست در شأن او و در شأن « 3 » مقلّد او . و جمعى برانند كه خدا را حكم معيّن هست و مصيب يكى است . و ازين جمع بعضى گفتهاند : خدا نصب دليل بر حكم نكرده و « 4 » بر سبيل اتّفاق شعور به حكم حاصل مىشود ، آنكه يافت مصيب است و آنكه نيافت مخطى است « 5 » . و بعضى گفتهاند دليل نصب كرده و استاد ابو اسحاق اسفراينى « 6 » گويد : دليل ظنّى است ، پس مخطى آثم نباشد ؛ و ابو بكر اصمّ و بشر مريسى گويند : دليل قطعى است و مخطى آثم است . و حقّ درين مسئله مذهب اشعريست . پس تواند بود كه مذاهب متناقضه همه حقّ باشد « 7 » . زنهار در شأن علما گمان بد مبر و زبان بطعن ايشان مگشاى ؛ چه به حكم آيت لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً « 8 » و حديث « لحوم العلماء مسمومة » غيبت علما اكل لحم مسموم است و حضرت رسالت « 9 » ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، در شأن ايشان فرموده : « علماء أمّتى كأنبياء بنى إسرائيل . » و تحقيق كلام آنكه چون آفتاب نبوّت از مشرق آدم طلوع كرد ، پيوسته مرتفع مىشد و ظلّ « 10 » ضلالت نقصان مىيافت تا به حضرت خاتم ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، كه آن ظلّ معدوم شد و نبوّت بحدّ كمال رسيد . اكنون كه رو « 11 » بانحطاط نهاده ، در برابر هر نبى عالمى « 12 » ولى است كه قايممقام آن نبى است و بضبط امور دينيّه و نشر حقايق يقينيّه قيام مىنمايد . و چنانچه مشارب انبيا مختلف بوده ، مذاهب اين علما مختلف است . و چون اقرب انبيا به « 13 » مصطفى عيسى است ، اقرب اوليا به او كه مرتضى است « 14 » مقابل عيسى
--> ( 1 ) . D : او . ( 2 ) . CG : دران مسئله حكم معين . ( 3 ) . E : - در شان . ( 4 ) . F : - و . ( 5 ) . D : - است . ( 6 ) . F : اسفرائى . ( 7 ) . CE : باشند . ( 8 ) . الحجرات : 12 . ( 9 ) . در E افزودهاند : پناه . ( 10 ) . E : - ظل . ( 11 ) . EG : روى . ( 12 ) . D : + است و . ( 13 ) . D : + حضرت . ( 14 ) . D : مرتضى على است كه .