شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

96

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

ديگر ، به صحبت اهل صلاح و ارباب سلوك ، تا « 1 » ترقّى و تنزّل حال « 2 » معلوم شود ؛ كه در نور صحبت ايشان بر عيوب نفس خود مطلع گردد . يا اهل صلاح از براى شفقت او « 3 » را به نصيحت تنبيه كنند كه « الصوفية بخير ما تناقروا » 109 . و ملاك ذلك كلّه « 4 » خلع « 5 » العادات . ملاك « 6 » هر امرى آن است كه آن امر بر وى داير است ؛ يعنى اين كار بر آن مىگردد كه با هرچه نفس و طبع خوى گير شد خلع و قمع « 7 » آن كند ، اگرچه فضائل و اعمال و نوافل عبادات بود . بعضى مشايخ - قدّس اسرارهم « 8 » - زجر و انتباه را مقدّم بر يقظه ، دو مقام گفته‌اند و شيخ « 9 » الاسلام قدّس سرّه در تعريف يقظه داخل داشته . فصل « 10 » يقظه در « بدايات » اين بود كه مذكور شد كه تنبيه است از سنهء 110 غفلت . و در « ابواب » ، تحرّز است از وسواس شياطين الجن و الانس . و در « معاملات » حذر از تسويلات و رعونات 111 نفس . و در « اخلاق » آگاهى از رؤيت نفس فضائل خود را . و در « اصول » زندگى دل به حيات فطرى . و در « اوديه » تيقّظ « 11 » به نور قدس و ترك التفات به عالم سفلى . و در « احوال » پناه گرفتن به حق از تسلّى ، و منجذب بودن به نور تجلّى . و در « ولايات » تعرّض نفحات الهى 112 ، و زندگى به حيات نامتناهى . و در « حقايق » آگاهى در مشاهدهء حق و احتراز از تلوين مقيّد و مطلق . و در « نهايات » تمكّن در يقظهء حقانى ، و تحرّز از اشتباه « 12 » مشاهدهء « 13 » وجوبى و امكانى .

--> ( 1 ) . ج : - تا . ( 2 ) . ع : تا تنزل و ترقى حال . . . . ( 3 ) . ع : - او را . ( 4 ) . ج : كلّيّه . ( 5 ) . ج : خلق . ( 6 ) . و ملاك . ( 7 ) . ع : قطع . ضبط نسخهء ج ( عمق ) است . ( 8 ) . ج : قدس الله سره و ارواحهم . ( 9 ) . ج : شيخ . ( 10 ) . ج : - فصل . ( 11 ) . ج : يقظه . ( 12 ) . ع : انتباه . ( 13 ) . ج : مقثاهده .