شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

49

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

« اخلاق » آگاهى از رؤيت نفس فضائل خود را . و در « اصول » زندگى دل به حيات فطرى . و در « اوديه » تيقّظ به نور قدس ، و ترك التفات به عالم سفلى . و در « احوال » پناه گرفتن به حق از تسلّى و منجذب بودن به نور تجلّى . و در « ولايات » تعرّض نفحات الهى و زندگى به حيات نامتناهى . و در « حقايق » آگاهى در مشاهدهء حق و احتراز از تلوين مقيّد و مطلق . و در « نهايات » تمكّن در يقظهء حقانى و تحرّز از اشتباه مشاهدهء وجوبى و امكانى » . تبادكانى پس از اتمام شرح منازل ، خاتمه‌اى مشتمل بر 16 فصل در فوائد عرفانى به كتاب افزوده است كه البته هيچ نامى بر اين بخش نگذاشته است . سبك تسنيم المقربين از آنجا كه شرح حاضر در نيمهء دوم قرن نهم هجرى تأليف شده بالطبع تحت تأثير سبك نگارش آن دوره است و ما آن خصايص سبك‌شناسى كه به تبع سبك آن دوره در اين شرح يافته‌ايم بيان مىداريم : اصولا قرن نهم ، قرن رويكرد به ساده‌نويسى است و بسيارى از نويسندگان از تصنّعات و تكلّفات ملال‌آور قدما دل‌زده شده و از آن شيوهء نگارش گريزانند ؛ و به جز مترسّلان و منشيان ديوان كه هنوز بر همان مشى تكلّفند ، باقى نويسندگان زبان بىتكلّفى دارند ؛ و متون اين دوره بيشتر از متون دوره‌هاى پيش تحت تأثير محاوره‌هاى عادى است ؛ كه البته به قول مرحوم دكتر « 1 » صفا يكى از عوامل گريز از تكلّف را مىتوان كم‌مايگى نويسندگان آن دوره دانست . البته آنچه درباره سبك متون گفته شد در مورد ديباجه‌ها صدق نمىكند . ديباجه‌ها همچنان از تصنع و تكلف موج مىزند و معمولا سعى هر نويسنده بر آن است كه نهايت تفاخر فاضلانه‌اش را در ديباجه به نمايش گذارد و همين كه ديباجه به پايان آمد سادگى متن آغاز مىشود . شرح حاضر نيز از اين قاعدهء مرسوم زمانهء خويش مستثنى نيست ؛ و

--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، ج 4 ، ص 464 .