شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

342

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و « 1 » بطيّ الرّجوع . چون از دست بشد ، باز دير به دست مىآيد . در اين استعارات اشارات است كه وقت صاحب اين درجه تدارك‌پذير نيست ؛ و از اين جهت قاتل و مهلك است . و الدّرجة الثالثة : غيرة العارف على عين غطّاها « 2 » غين ، و « 3 » درجهء سيم ، غيرت عارف است كه صاحب مشاهده است بر عين حقيقى جليّهء متجلّيه ، كه به سواد نقطهء رسم مجازى ، غين گردد . يعنى « 4 » به پردهء التفات صفات و آثار استتار در مقام تلوين پوشيده گردد . و سرّ غشيه « 5 » رين ، و غيرت عارف بر سرّى ؛ يعنى قلبى كه به نور روح روح مصفّا گشته ، ناگاه حجابى غليظ نفسانى وى را بپوشاند ، و صفاى وى را مكدّر گرداند ، و از مكاشفه و مكالمه بازماند . و نفس علّق برجاء أو التفت إلى « 6 » عطاء . و غيرت عارف بر نفسى كه از درجهء اوّل متعلّق شود به رجاى درجات عاليات ، يا ملتفت گردد به عطايى از عطيّات ، هر چند شريف و عزيز بود چون در كمال مشاهده نبود « 7 » و تعلّقى به سوائيّت دارد ، عارف را غيرت هلاك گرداند . « 8 » فصل صورت غيرت در « بدايات » غيرت بر عبادت « 9 » است كه ضايع شود . و در « ابواب » غيرت بر خشوع غير ، و رغبت در وى است . و در « معاملات » غيرت مريد بر وقت است كه فوت شود ، و رعايتى كه مهمل ماند . و در « اخلاق » بر فضيلتى كه كسى سبقت گيرد بر وى . و در

--> ( 1 ) . ج : - و . ( 2 ) . ج : عطاها . ( 3 ) . ج : - و . ( 4 ) . ج : - يعنى به پردهء التفات صفات و آثار استتار در مقام تلوين پوشيده گردد . ( 5 ) . ع : غشيّته . ( 6 ) . ع : + الى . ( 7 ) . ع : بود . ( 8 ) . ج : كند . ( 9 ) . ع : عبارات .