شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

306

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

به تمهيد اوضاع و احكام شريعت است ، آن « 1 » خبر حضرت رسالت « 2 » است « 3 » صلّى اللّه عليه و سلّم كه ممهّد اساس « 4 » دين قويم و مبيّن صراط مستقيم است . صدور آن از ذات ربّانى دانى ، و ظهور آن از عين « 5 » سبحانى شناسى ، كه عواقب آن مخوف نيست و در تتبّع آن ضلال متصوّر نيست . يعنى هركه پى به آن سرچشمهء آب حيات برد ، يا جامى از آن مشرب صافى نوشيد ، از ضلال خذلان و زوال ايمان ايمن شد ؛ و به زندگانى جاودانى اشارت بشارت يافت . پس حقّ آن خبر « 6 » بر تو آن است كه به قبول آن بر سبيل يقين متلذّذ باشى ، و با كسى كه در آن مخالفتى و مساهلتى ورزد عصبيّت و « 7 » غضبيّت پيش برى ؛ چه محبّ را بر مخالفت « 8 » محبوب ، غضب از جهت غيرت مرغوب و مطلوب بود . و در بعضى نسخ « فترى من حقّه أن تؤدّيه يقينا » واقع است ؛ يعنى پس ببينى از حقّ آن خبر بر تو ، آن را كه مقتضاى وى را به يقين ادا كنى . و الدرجة الثانية : أن تشهد في « 9 » هداية الحقّ و إضلاله ، إصابة العدل ، درجهء دوم « 10 » ، آن است كه در « 11 » هدايت حق متوجّهان « 12 » بارگاه قبول را ، و در اضلال وى سرگشتگان مخذول را جز سمت راستى و صفت عدل تصوّر نكنى ؛ چه مقتضاى عين « 13 » هر يك آن است كه ظاهر مىشود ، و حق تعالى هر عين را از اعيان ثابته ، آن مىبخشد كه به زبان استعداد از حق مىخواهد ؛ « 14 » يعنى آنچه قابليت جبلّى وى مقتضى آن است ، با وى همان معامله كند . و اطلاع بر اين ، « 15 » موقوف « 16 » بر انكشاف سرّ قدر است . و فى تلوين « 17 » أقسامه رعاية البرّ ، و در اختلاف اقسام خلايق « 18 » به هر لون و طور مشاهدهء برّ و احسان كنى ، هر كه را سعتى در قسمت مقرّر است ، مصلحت وى در آن ، و برّ و احسان با وى آن است . و هركه

--> ( 1 ) . ع : از . ( 2 ) . ع : + ص . ( 3 ) . ع : - است . ( 4 ) . ج : - اساس . ( 5 ) . ج : عينى . ( 6 ) . ج : چيز . ( 7 ) . ج : - و . ( 8 ) . ع : مخالف . ( 9 ) . ج : - في . ( 10 ) . ج : دويم . ( 11 ) . ع : - در . ( 12 ) . ج : متوجه آن . ( 13 ) . ع : غير . ( 14 ) . ج : مىخواهند . ( 15 ) . ج : برهن . ( 16 ) . ج : وقوف . ( 17 ) . ع : ناخوانا ( ين ) . ( 18 ) . ج : حقايق .