شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
258
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
و قصد اقتحام « 1 » في بحر الفناء . و قصد درانداختن خود است در بحر نيستى كه دواعى طبيعى خود را به اقتحام 302 « 2 » در بحر فنا نفى كند و به انوار « 3 » تجلّى در « 4 » حضرت جمع منجذب گردد . فصل صورت قصد در « بدايات » تجريد قصد است از براى طاعت . و در « ابواب » قصدى است باعث رياضت ، و رهاننده از مشقت تردّد . و در « معاملات » قصدى است داعى به ترك اغراض . « 5 » و در « اخلاق » قصد تخلّق « 6 » به اخلاق مرضيّه . و در « اصول » قصد اجابت داعى حق از باطن عبد . و در « اوديه » قصد تنوّر به نور حقيقت ، و تحقّق به علوّ همت . و در « احوال » رفتن بر مقتضاى حال عشق ، و بيرون آمدن از حكم عقل و علم . و در « ولايات » قصد اقتحام « 7 » در بحر فنا . و در « حقايق » خوض در فنا با خفاياى بقايا . « 8 » و در « نهايات » قصدى است كه در عين جمع به حق پيوندد و از رسوم خلق برهاند . باب العزم قال اللّه تعالى : فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ « 9 » يعنى « 10 » چون « 11 » عزيمت شروع در امرى مشروع كردى ، پس توكّل و اعتماد بر نصرت و امداد حق تعالى كن ، تا به عنايت او « 12 » به انجام رسد . العزم تحقيق القصد طوعا أو كرها . يعنى عزم ، محقّق گردانيدن و به ظاهر آوردن قصد و نيّت است . قصد نيّت دل را گويند ، و عزم مبدأ شروع را . و معنى طوعا آن است كه طبع و نفس به آن مايل بود . و
--> ( 1 ) . ج : افتحام . ( 2 ) . ع : - اقتحام . ( 3 ) . ج : با نور . ( 4 ) . ج : با . ( 5 ) . ج : اعراض . ( 6 ) . ج : بخلق . ( 7 ) . ج : افتحام . ( 8 ) . ج : تبايا . ( 9 ) . آل عمران / 159 . ( 10 ) . ع : - يعنى . ( 11 ) . ج : - چون . ( 12 ) . ع : وى .