شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
175
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
وى نرسيدى ؛ كه اين بر حق تحكّم بود ، و ترجيح علم خود بر علم وى ؛ نعوذ باللّه من ذلك . و نفض « 1 » رعونة التعرّض . و بر « 2 » افشاندن و برانداختن رعونت « 3 » نفس كه به اذكار و اعمال و احوال ، تعرّض تسبّب كند « 4 » و در وى رعنايى « 5 » ديدن آن و سبب دانستن آن پديد آيد ، تا به تفانى « 6 » اين تعرّض ، شرف جلوهء فنا دريابد . و اين درجه فوق درجهء اوّل است ؛ كه آنجا مراقبهء دوام انتظار شهود حق است به حضور قلب . و اينجا دوام شهود به « 7 » نظر حق به سوى عبد . و الدرجة الثالثة : مراقبة الأزل ، بمطالعة عين « 8 » السبق ، استقبالا « 9 » لعلم التّوحيد ، درجهء سيم ، مراقبهء ازل است ؛ يعنى شهود معنى ازلى كه قدمى است كه وى را اوّل نيست ، به مطالعهء سبق حق بر ساير موجودات در حضرت « كنت كنزا » 213 ، پيش از به دو زمان و ظهور مكان ؛ از براى استقبال علم وحدانيت و فردانيّت « 10 » و بيگانگى « 11 » با خود استقبال علم توحيد و تفريد . علم به فتح لام . شعر نشانى نبود از دل و جان هنوز * خطاب و عتابى ز جانان هنوز كه ساقى بپيمود پيمانهها * نه عهد الست و نه پيمان هنوز دل آسوده در سايهء قامتش * نه سرو و « 12 » صنوبر خرامان هنوز در آن شب كه آن ماه بد « 13 » جلوهگر * نه مه بود و خورشيد تابان هنوز و « 14 » مراقبة ظهور إشارات الأزل على أحايين « 15 » الأبد ، و مراقبهء ظهور اشارات ازل بر اوقات ابد ، و اتصال ازل به « 16 » ابد ، به مشاهدهء اين معنى
--> ( 1 ) . نقض . ( 2 ) . ج : دير . ( 3 ) . ج : رعونه . ( 4 ) . ج : نسبت نكند . ( 5 ) . ع : به رعنائى . ( 6 ) . ج : به انتقالى . ( 7 ) . ع : - به . ( 8 ) . ج : عن . ( 9 ) . ج : استقيالا . ( 10 ) . ج : - و فردانيّت . ( 11 ) . ع : يگانگى . ( 12 ) . ع : - و . ( 13 ) . ج : بود . ( 14 ) . ج : + من . ( 15 ) . ع : احانين . ( 16 ) . ج : بايد .