شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

142

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

درجهء دوم ، خوف مريد است از مكر ، در « 1 » وقتى كه اوقات وى مستغرق نور يقظه بود و به حلاوت حضور مع الله آميخته بود . هراسان شود كه « 2 » نبايد كه اين حلاوت و حضور با وى مكر بود تا در غرورش افكند . و ليس فى مقام أهل الخصوص وحشة « 3 » الخوف إلّا هيبة الإجلال « 4 » ، و هي أقصى درجة يشار إليها في الخوف . و در مقام ارباب خصوص ، وحشت خوف نيست ؛ چه خوف از عقوبت ، مر اهل نفس را است كه در مقام غيبتند از حق . و خوف از مكر ارباب قلوب را « 5 » است كه بر « 6 » كيفيت حضور خود ترسانند كه بر چه نهج است . مگر آنكه ارباب خصوص را در مقام سرّ و مشاهده به جاى خوف ، هيبت عظمت و اجلال حق است . كما قيل شعر : أشتاقه « 7 » فاذا بدا اطرقت من إجلاله * لا خيفة ، بل هيبة و صيانة لجماله 174 « 8 » و اين بلندترين درجه‌اى است كه در خوف اشارت به اين مىرود . « 9 » و هي هيبة تعارض « 10 » المكاشف أوقات المناجات ، و اين هيبت اجلال در اوقات مناجات از جهت غايت تعظيم و اجلال حق و تحقير « 11 » و اذلال 175 عبد بود « 12 » كه مكاشف را گويى مگر از مكاشف استنكاف است . و تصون المشاهدة « 13 » أحيان المسامرة ، و نگاه مىدارد و منع مىكند اهل مشاهده « 14 » را از گستاخى و انبساط در اوقات مسامره 176 كه زمان انس و الفت و رفع وحشت و كلفت است .

--> ( 1 ) . ج : - در . ( 2 ) . ع : - كه . ( 3 ) . ج : وحشته . ( 4 ) . ع : الجلال . ( 5 ) . ع : - را . ج : قلوب رست . ( 6 ) . ج : از . ( 7 ) . ج : ثبت نسخه ( اشتقاقه ) است كه در هامش ( أشتاقه ) تصحيح شده است . ( 8 ) . ج : خيفته بل هيبته و صيانته . ( 9 ) . ج : رود . ( 10 ) . ج : معارض . ( 11 ) . ج : تحقر . ( 12 ) . ع : - بود . ( 13 ) . شرح كاشى : المشاهد . ( 14 ) . ج : مشاهد .