كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
95
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ اگر آشكارا كنيد صدقههاى خود را بوقت ادا كردن فَنِعِمَّا هِيَ پس نيكو چيزيست آنچه ديگران را بدان رغبت افتد و بر بخيلان حجت لازم شود و قلوب بيگانگان به آشنائى باهل حق ميل كند وَ إِنْ تُخْفُوها و اگر پنهان داريد صدقات خود را وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ و بدهيد آن را به درويشان در خفيه فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ پس آن اخفا بهترست مر شما را چه آن صدقه از آفت ريا و سمعه دور مىنمايد و درويش نيز از مذلت اخذ و بىناموسى محفوظ مىباشد بعضى از علما حكم اخفا را عام دارند در فرائض و نوافل چه صحابه رض در زمان حضرت رسالتپناه ص در اخفا مبالغه عظيم داشتند هم در نفقه فرض و هم در صدقه تطوع و جمعى برانند كه اخفا متعلق بنوافل است و در فرائض اظهار اولاست تا مظنه ترك زكات به كسى نبرند و ديگر دليل مسارعت است بامر حق سبحانه و تعالى و سبب رغبت توانگران ديگر مىشود به اداى زكات اما در تطوع بهر حال اخفا اولى باشد و از ابن عباس رض منقول است كه صدقه سر در تطوع افضل است از علانيه به هفتاد مرتبه و در حديث آمده كه صدقة السر تطفى غضب الرب و از كمال كرم الهيست كه در صدقه فرمود اگر اخفا كنيد شما را بهتر باشد وَ يُكَفِّرُ عَنْكُمْ و ما درگذرانيم از شما آنكه در صدقه فرمود و حفص يكفر مىخواند يعنى خداى درگذراند مِنْ سَيِّئاتِكُمْ بعضى از گناهان شما يعنى آنكه مظالم نبود وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ و خدا بدانچه مىكنيد از ابداى صدقه و اخفاى آن خَبِيرٌ داناست آوردهاند كه انصار قبل از اسلام به جهت مصاهرت و رضاعى كه ميان ايشان و يهود ثابت بود بر ايشان نفقه مىكردند بعد از آنكه خلعت ايمان پوشيدند و از جام كلام سيد انام شربت معرفت نوشيدند آن نفقه كردن را بر جهودان كاره شمردند و چون صورت حال بر حضرت رسالتپناه ع عرض كردند اين آيه آمد كه لَيْسَ عَلَيْكَ نيست بر تو اى محمد هُداهُمْ راه نمودن يهود بهدايت توفيق بلكه بر تو هدايت دعوت است و بس وَ لكِنَّ اللَّهَ و ليكن خدا بعنايت خود يَهْدِي مَنْ يَشاءُ راه مىنمايد بايمان هر كرا خواهد پس حضرت رسالتپناه ع فرمود كه تصدقوا على اهل الاديان و باتفاق علما اخراج صدقه در تطوع به غير مسلم جائز است وَ ما تُنْفِقُوا و آنچه نفقه مىكنيد مِنْ خَيْرٍ از مال فَلِأَنْفُسِكُمْ پس از براى نفسهاى خود مىكنيد و ثواب آن راجع به شماست خواه منفق عليه كافر باشد و خواه مسلمان بيت گر او مىبرد پيش آتش سجود * تو واپس چرا مىبرى دست جود خورش ده به كنجشك كبك و حمام * كه روزى درافتد هماى به دام چو هر گوشه تير نياز افگنى * به ناگاه بينى كه صيدى كنى وَ ما تُنْفِقُونَ و نفقه نمىكنيد شما كه مؤمنانيد إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ مگر براى طلب ثواب و خوشنودى خداى وجه بمعنى ثواب آمده است كما قال اللّه تعالى وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ و آنچه نفقه مىكنيد از مال خود يُوَفَّ إِلَيْكُمْ توفيه مزد آن مىكنند براى شما يعنى جزاى آن به تمامى بشما مىرسانند وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ و شما ستمديده نمىشويد يعنى از ثواب اعمال شما بستم چيزى كم نمىكنند .