كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
766
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أَ فَحَسِبْتُمْ آيا پنداشتيد شما از فرط غفلت أَنَّما خَلَقْناكُمْ آنكه ما شما را آفريديم عَبَثاً ببازى يا از براى بازى وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا و گمان مىبرديد آنكه شما بسوى ما لا تُرْجَعُونَ بازگرديده نشويد براى مجازات اعمال يعنى شما را براى عبادت آفريديم و مكافات كردار شما را مقرر كردهايم در لطائف قشيرى مذكور است كه عبث مشغولى باشد به چيزى كه از حق بازدارد و خداى تعالى ما را براى آن نيافريده و بدان امر نكرده شيخ ابو بكر واسطى قدس سره روزى اين آيت مىخواند فرمود كه نى نى خلق را بعبث نيافريد بلكه خواست كه هستى وى آشكارا شود و از مصنوعات وى بصفات كماليه وى راه برند و گفتهاند شما را ببازى نيافريدهام بلكه براى ظهور نور محمدى عليه الصلاة و السلام آفريدهام چه در ازل مقرر شده بود كه آن گوهر تابان از صدف جنس انس بيرون آيد پس او اصل است و شما همه فرع وىايد نظم هفت و نه و چار كه پرداختند * خاص پى مركب او ساختند اوست شه و آدميان جمله خيل * اصل وى و جمله عالم طفيل در بحر الحقائق آورده كه شما را از براى آن آفريدهام تا بر من سود كنيد نه به جهت آنكه من بر شما سود كنم و گويند ملائكه را آفريد تا مظهر قدرت باشند و آدميان را خلق كرد تا مخزن جوهر محبت باشند و در بعضى كتب سماوى هست كه اى فرزندان آدم همه اشيا را از براى شما آفريدهام و شما را براى خود در سرّ كنت كنزا مخفيا اينجا ظهورى تمام دارد كما اشار اليه المولوى قدس سره مثنوى اى ظهور تو به كلى نور نور * گنج مخفى از تو آمد در ظهور گنج مخفى بود زير خاك كرد * خاك را تابانتر از افلاك كرد گنج مخفى بد ز پرّى جوش كرد * خاك را سلطان اطلسپوش كرد خويش را نشناخت مسكين آدمى * از فزودنى آمد و شد در كمى خويشتن را آدمى ارزان فروخت * بود اطلس خويش را بر دلق دوخت اى غلامت عقل و تدبيرات و هوش * تو چرا اى خويش را ارزان فروش فَتَعالَى اللَّهُ پس برترست خداى تعالى و بزرگتر از آنكه بعبث بيافريند الْمَلِكُ الْحَقُّ پادشاه بسزا لا إِلهَ إِلَّا هُوَ نيست هيچ معبودى مستحق عبادت مگر او رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ آفريدگار عرش بزرگ يا عرشى كه كريم است خيرات و بركات ازو نازل مىشود وَ مَنْ يَدْعُ و هر كه مىخواند يعنى بپرستد مَعَ اللَّهِ با خداى به حق إِلهاً آخَرَ خداى ديگر را لا بُرْهانَ هيچ حجتى نيست لَهُ مر پرستنده را بِهِ به پرستش آن فَإِنَّما حِسابُهُ پس جزين نيست كه حساب عمل آن كس و مكافات كردار او عِنْدَ رَبِّهِ نزديك پروردگار اوست و به قدر استحقاق او را پاداش خواهد داد إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ به درستى كه فلاح نيابند و رستگار نشوند ناگرويدگان وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ و بگو اى محمد اى آفريدگار من بيامرز مرا و امت مرا وَ ارْحَمْ و ببخشاى بر من و بر ايشان به رحمت واسعه خود وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ و تو بهتر رحمكنندگانى و در خبر آمده كه اوّل سوره قد افلح و آخر آن گنجيست از گنجهاى عرش الهى .