كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
756
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً و ساختيم ما قصّه پسر مريم يعنى عيسى عليه السلام و مادر او را حجتى بر قدرت ما يا هر يكى را آيتى ساختيم بر استدلال ، پسر را بهآنكه در مهد سخن گفت و مادر را به اين كه بىمساس بشرى چنان پسرى بزاد وَ آوَيْناهُما و جاى داديم ما مادر و پسر را وقتى كه از يهود فرار گرفتند و باز آورديم إِلى رَبْوَةٍ بسوى ربوه يعنى بلندى از زمين بيت المقدس يا دمشق يا رمله يا قسطنطين يا مصر و ربوه موضعى بود ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ خداوند قرار يعنى مستقرى كه درو آرام گيرند و خداوند آبى طاهر و جارى در كشاف از ابو هريره نقل مىكند كه ملازم گيريد اين رمله فلسطين را كه آن ربوه است كه خداى در قرآن ياد كرده است آوردهاند كه مريم با پسر و پسرعم خود يوسف ع بن ماثان دوازده سال در ان موضع بسر بردند و طعام عيسى را بهاى ريسمان بوده كه مادرش مىريست و مىفروخت يا أَيُّهَا الرُّسُلُ خطاب با عيسى ع است بر سبيل تعظيم مىفرمايد كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ بخوريد از طعامهاى پاكيزه و حلال وَ اعْمَلُوا و بكنيد صالِحاً كارهاى ستوده در قوت قلوب آورده كه اكل طيب را بر عمل صالح مقدم داشت زيرا كه او نتيجه آنست حضرت شيخ الاسلام قدس سره فرمود كه لقمه تخم عمل است و عمل برو هر چند تخم پاكيزهتر برش بهتر در مناهج آورده كه هر غذائى كه شرع آن را حلال داشته است حكم عدالت و استقامت شرع كه ميزان وحدت است درو سرايت كرده پس هر كه آن را تناول كند اثر عدالتى كه از حكم شرع به آن غذا همراه است در نفس و همه اعضا پديد آيد و حينئذ در اداى عبادت نرم و منقاد شوند ثم تلين جلودهم و قلوبهم الى ذكر اللّه اشارت برين است و هر چه شرع آن را حرام كرده يا وجه حلّيت آن مشتبه و پوشيده است حكم انحراف و مخالفت شرع با آن غذا و اگر همه يك لقمه باشد همراه بود و حينئذ حكم انحراف آن غذا بنفس و اعضاء سرايت كند و آثار طغيان و عصيان و ارتكاب مناهى و مباشرت اخلاق ردّيه بظهور رسد و در حديث آمده كه ان اللّه طيب لا يقبل الا طيبا صاحب روضة الانوار فرموده نظم دست دل از زمزم و كوثر بشوى * آب از سر چشمه تقوى بجوى لقمه كه در اصل نباشد حلال * زو نفتد مرد مگر در ضلال قطره باران تو چون صاف نيست * گوهر درياى تو شفاف نيست و گفتهاند يا ايها الرسل خطاب با جميع انبياء ع نه در يك دفعه ، چه ايشان در ازمنه مختلفه بودهاند بلكه بدان معنى كه هر يك از ايشان در زمان خود مخاطب بدين خطاب بودهاند پس همه در تحت اين خطاب داخل باشند و بعضى برآنند كه خطاب با حضرت پيغمبر است صلى اللّه عليه و سلّم او را بنام همه پيغمبران خواند زيرا كه سيّد همه است و ذات معلاى او جامع فضائل و كمالاتى كه با همه بوده مصرعه و قد جمع الرحمن فيك المفاخر مصرعه آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى در موضح فرموده كه خطاب به آن حضرت ص مىفرمايد كه امت عالىهمت خود را بگو كه حلالخوريد و عمل صالح كنيد إِنِّي به درستى كه من بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ بهآنچه شما مىكنيد داناام وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ و به درستى كه اينست ملّت شما اى رسل كرام أُمَّةً واحِدَةً ملتى يگانه در عقايد و اصول شرائع يا جماعت شما اى امت محمد عليه الصلاة و السّلام جماعتى متحداند و متفق بر ايمان و توحيد وَ أَنَا رَبُّكُمْ و من آفريدگار شماام فَاتَّقُونِ پس بترسيد از من در مخالفت كلمه توحيد فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً پس ببريدند و ساختند اهل كتاب كار دين خود را در ميان يكديگر پارها يعنى گروه گروه شدند و اختلاف كردند كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ هر گروهى از ايشان بهآنچه نزديك ايشان است از دين شادان و نازان و اعتقاد كرده كه حق اينست .