كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

722

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ تَقَطَّعُوا و ببريدند امم ماضيه أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كار دين خود را در ميان خود يعنى فرقه فرقه شدند چون يهود و نصارى و هر يك تكفير ديگر مىكردند كُلٌّ جمله اين فرقه‌ها إِلَيْنا راجِعُونَ بسوى ما بازگروندگانند و ما ايشان را فراخور اعمال ايشان پاداش خواهيم داد فَمَنْ يَعْمَلْ پس هر كه بكند مِنَ الصَّالِحاتِ از عملهاى پسنديده وَ هُوَ مُؤْمِنٌ و حال آنكه او گرويده باشد به خداى و رسول فَلا كُفْرانَ پس ناسپاسى نيست لِسَعْيِهِ مر شتافتن او را به عمل يعنى ضائع نسازيم كردار او را وَ إِنَّا لَهُ و ما سعى او را كاتِبُونَ نويسنده‌ايم يعنى اثبات‌كننده در صحيفه اعمال او مراد آنست كه كار او به‌هيچ‌وجه ضايع نخواهد بود بيت مزد كار نيكوان ضايع نباشد نزد حق * لا يضيع اللّه فى الدارين اجر المحسنين وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ و ممتنع است بر اهل ديهى كه ما أَهْلَكْناها هلاك كرديم ايشان را أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ آنكه ايشان بازنگردند به دنيا يعنى حرام است بر هلاك‌شدگان كه به دنيا رجوع كنند به جهت تلافى اعمال و تدارك احوال و بعضى لا را اصلى دانند نه زايد گويند معنى آيت اين است كه ممتنع است بر هالكان و نشايد كه رجوع نه‌نمايند به محشر براى حساب بلكه بيايند و محاسب شوند و قول اوّل اشهر است كه ايشان را رجوع بدين عالم نباشد و در قبور معذب باشند حَتَّى إِذا فُتِحَتْ تا وقتى كه گشاده شود يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ يعنى تا قيام قيامت كه فتح سد يأجوج و مأجوج علامت آنست وَ هُمْ و يأجوج و مأجوج مِنْ كُلِّ حَدَبٍ از هر بلندى يَنْسِلُونَ مىشتابند و مىدوند تا همه عالم را فروگيرند و آبهاى تمام درياها را بياشامند و از خشك و تر هر چه يابند بخورند صاحب معتمد رح فى المعتقد در ذكر علامات قيامت آورده كه بعد از هلاك شدن دجال و اتباع او بر دست عيسى عليه السلام خروج يأجوج و مأجوج باشد و گشاده شدن سد ايشان و تحصّن عيسى عليه السلام با مؤمنان به كوه طور و در بعضى احاديث وارد شده كه بروند تا جبل الخمر كه كوه بيت المقدس است و گويند اهل زمين را كشتيم بيائيد تا بكشيم هر چه در آسمان است تا تيرها به طرف آسمان افگنند و خون‌آلوده فرود آيد و كار بر عيسى عليه السلام و اصحاب او دشوار شود دعا كنند و حق تعالى به يك‌دفعه همه را هلاك كند وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ و نزديك رسيد وعده راست كه وقوع قيامت است فَإِذا هِيَ پس ناگاه قصّه آن است كه باشد در ان شاخِصَةٌ خيره و بازمانده از هول رستخيز أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا ديده‌هاى آنان كه نگرويدند و ايشان مىگويند يا وَيْلَنا اى واى بر ما قَدْ كُنَّا به درستى كه بوديم ما در دنيا فِي غَفْلَةٍ در بىخبرى مِنْ هذا ازين روز و ازين حال بَلْ كُنَّا بلكه بوديم ما ظالِمِينَ ستمكاران بر نفس خود كه سخن پيغمبران نشنيديم و در مكابره و عناد افزوديم .