كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

72

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ و مىپرسند ترا اى محمد از حيض زنان ، يهود در حال حيض زنان خود را از ايشان مهاجرت كردندى و چشم بر روى ايشان نينداختندى و خوردن طعام و گفتن كلام با ايشان حرام دانستندى و نصارى برعكس اين در آن حال با ايشان مكالمه و مواكله مىنمودند بلكه در مباشرت و ملاعبت مىافزودند ثابت بن دحداح رض گفت يا رسول اللّه ما به زنان خود در حال حيض چگونه سلوك كنيم آيت آمد كه قُلْ هُوَ أَذىً بگو اى محمد ص كه حيض مكروهيست كه نفس آدمى را از ان نفرت باشد فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ پس دور باشيد و يكسو رويد از زنان فِي الْمَحِيضِ در حالت حيض ايشان يعنى اعتزال كنيد از مجامعت و بس نه آنكه ترك مخالطت و مكالمت نمائيد پس به جهت تاكيد مىگويد وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ و نزديك مشويد بديشان يعنى مباشرت مكنيد حَتَّى يَطْهُرْنَ تا وقتى كه غسل كنند بعد از انقطاع دم و اين مذهب امام شافعى رح است و حفص يطهرن به سكون طاء و ضم ها خوانده يعنى كه تا وقتى كه پاك شوند و دم منقطع گردد و اين قول امام اعظم رح است كه چون انقطاع دم بعد از گذشتن اكثر ايام حيض باشد قبل از غسل وطى حلالست فَإِذا تَطَهَّرْنَ پس چون غسل كنند و يا پاك شوند فَأْتُوهُنَّ پس بيائيد بديشان مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ از آنجا كه خداى امر كرده يعنى ماتى مقرر كه آن فرجست لا غير إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ به درستى كه خداى دوست دارد توبه‌كنندگان را از مناهى وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ و ديگر دوست دارد پاكيزگان را نِساؤُكُمْ زنان شما حَرْثٌ لَكُمْ موضع كشت‌زار شمااند يهود مىگفتند هرگاه كه در وقت مباشرت ظهر زوجه جانب او باشد فرزندش احول آيد مسلمانان كه بدان نوع اقدام نموده بودند حكايت بجناب نبوت‌مآب عرض كردند و جواب از حق سبحانه رسيد كه زنان شما محل زرع و منبت اولاداند فَأْتُوا حَرْثَكُمْ پس بيائيد به كشتزار خود أَنَّى شِئْتُمْ چگونه كه خواهيد بطريق ادبار و اقبال و استنقاء و غير آن چون ماتى واحد باشد يعنى ماتى موضع حرث بود نه محل فرث وَ قَدِّمُوا و فراپيش داريد لِأَنْفُسِكُمْ براى نفس خود يعنى طلب ولد كنيد يا از پيش بفرستيد نيت خالص را و قصد صيانت نفس كنيد از حرام وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسيد از خداى در مخالفت امر و مباشرت نهى او وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ و بدانيد كه شما مُلاقُوهُ رسندگانيد بدانچه از پيش مىفرستيد يا ملاقات‌كنندگانيد آن را كه مىپرستيد يعنى او را در عقبى بديده سر خواهيد ديد يا مرا و از ملاقات عرض بندگانست بر خداى كما قال و عرضوا على ربك صفا وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و مژدگانى ده مؤمنان را به بهشت و رويت وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ و مگردانيد نام خداى را عُرْضَةً نشانه و دست‌آويزى لِأَيْمانِكُمْ مر سوگندان خود را با عبد اللّه بن رواحه رض از شوهر خواهر خود بشير بن نعمان رض برنجيد و باسم اعظم الهى سوگند ياد كرد كه با وى سخن نه گويد و در حق وى نيكوئى نه كند و او را با خصمان وى صلح نه‌دهد حق تعالى آيت فرستاد كه مگردانيد ذكر خداى را مانع أَنْ تَبَرُّوا از آنكه نيكويى كنيد با اقربا و احبا وَ تَتَّقُوا و از آنكه پرهيز كنيد از مروت و با ياران مكالمت نه كنيد وَ تُصْلِحُوا و از آنكه اصلاح كنيد بَيْنَ النَّاسِ ميان مردمان وَ اللَّهُ سَمِيعٌ و خداى شنوا است به سوگند عَلِيمٌ دانا بما فى الضمير سوگندخورنده عبد اللّه بن رواحه رض بعد از استماع اين آيت از سر آنچه گفته بود درگذشت و با بشير در مقام مرحمت و شفقت آمد .