كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

709

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ و خلق كرديم در زمين رَواسِيَ كوههاى بلند أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ تا نه‌جنبد زمين و نگرداند آدميان را تباه وَ جَعَلْنا فِيها و ساختيم و پيدا كرديم در زمين يا در ميان كوهها فِجاجاً سُبُلًا راههاى گشاده لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ تا باشد كه ايشان راه يابند در سفرها و بمنازل مقصود خود رسند وَ جَعَلْنَا السَّماءَ و گردانيديم آسمان را سَقْفاً مَحْفُوظاً سقفى نگاه داشته از افتادن يا از انحلال تا وقتى معلوم يا از استراق سمع يا محفوظ در هوا بىعلاقه و ستون وَ هُمْ و كافران عَنْ آياتِها از نشانهاى ما در آسمان كه دلالت آن بوجود صانع و وحدت و كمال قدرت او در غايت ظهور است مُعْرِضُونَ اعراض‌كنندگانند يعنى كافران هر چند نشانى ما بينند ضدكنندگانند وَ هُوَ الَّذِي و اوست آن كسى كه بقدرت كامله خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ بيافريد شب تيره را تا درو آرام يابند و روز روشن را تا درو به جهت كسب معيشت تصرف نمايند وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و بيافريد آفتاب و ماه را كُلٌّ هر يك از ايشان فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ در چرخى شنا مىكنند يعنى بر سطح فلك مىشتابند چون شتافتن شناور بر سطح آب در كشف الاسرار آورده كه نزد اهل اشارت شب و روز نشان قبض و بسط عارفان است گاه يكى را بقبضه قبض گيرد تا سلطان جلال دمار از نهاد او برآورد و گاه يكى را بر بساط نشاند تا ميزبان جمال او را از خوان نوال نواله اقبال دهد و آفتاب نشانه صاحب توحيد است بنعت تمكين در حضرت شهود آراسته نه فزايد و نه‌كاهد لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا قمر نشانه اهل تلوين است گاه در كاهش بود گاه در فزايش زمانى بظهور نور برق وحدت در محاق نيستى افتد و ساعتى ببروز جامعيت به مرتبه بدريت رسد گويا در كلام حقايق انجام حضرت شاه قاسم انوار قدس سره اشارتى بدين معنى هست فرد ز بيم سوز هجرانت ز مو باريك‌تر بسط گردم * چو روز وصل ياد آرم شوم در حال ز ان فربه و حضرت پير رومى روّح اللّه روحه مىفرمايد كه نظم چون روى برتابى ز من گردم هلالى ممتحن * و روى سوى من كنى چون بدر بىنقصان شوم تو آفتابى من چو مه گرد تو گردم روز و شب * گه در محاق افتم ز تو گه شمع نورافشان شوم آورده‌اند كه معاندان بارگاه رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام از روى غوايت و ضلالت مىگفتند نحن نتربص به ريب المنون انتظار آن مىبريم كه گردباد حوادث برآيد و ياران محمد را متفرق ساخته او را در ورطه هلاك‌اند ازو حق سبحانه تسليه آن حضرت را مىفرمايد كه وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ و ما نداديم مر هيچ آدمى را مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ پيش از تو پايندگى در دنيا أَ فَإِنْ مِتَّ آيا اگر تو بميرى فَهُمُ الْخالِدُونَ پس ايشان يعنى منتظران مرگ تو پايندگان خواهند بود و از دام مرگ رهائى خواهند يافت نى كُلُّ نَفْسٍ هر نفسى در دنيا ذائِقَةُ الْمَوْتِ چشنده مرگ است هر كه قدم از دروازه عدم به فضاى صحراى وجود نهاد به ضرورت شربت فنا خواهد نوشيد و لباس ممات و فوات خواهد پوشيد بيت هر كه آمد بجهان اهل فنا خواهد بود * آنكه پاينده و باقى است خدا خواهد بود وَ نَبْلُوكُمْ و مىآزمائيم شما را بِالشَّرِّ به بدى يعنى ببلاها و مصيبتها وَ الْخَيْرِ و به نيكوئى يعنى به عطاها و نعمتها فِتْنَةً آزمودنى مصدر است از غير لفظ و معنى سخن آنكه با شما معامله آزمايندگان مىكنيم در سختى و آسانى و نكبت و دولت تا مرتبه هر يك در صبر و جزع و شكر و كفران بر عالميان ظاهر گردد وَ إِلَيْنا و بسوى ما تُرْجَعُونَ بازگرديده خواهيد شد و بحسب اعمال جزا خواهيد يافت آورده‌اند كه روزى حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم بجمعى از صناديد عرب بگذشت ابو جهل از ان ميان طرح بىادبى افگنده بخنديد و گفت اين نبى بنى عبد منافست آيت آمد كه -