كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

677

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

كَلَّا نه چنانست كه عزيز گردند سَيَكْفُرُونَ زود باشد كه كافر شوند يعنى انكار كنند الهه ايشان و مقر نباشند بِعِبادَتِهِمْ به پرستش ايشان يا كافران چون باهوال قيامت دانا گردند منكر شوند پرستش بتان را وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ و باشند بر معبودان خود ضِدًّا دشمن يا الهه ايشان دشمن ايشان گردند أَ لَمْ تَرَ آيا نديدى و ندانستى أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ آن را كه ما فرستاديم ديوان را عَلَى الْكافِرِينَ بر كافران يعنى بر ايشان مسلط ساختيم يا قرين و رفيق ايشان گردانيديم تَؤُزُّهُمْ جنبانند ايشان را أَزًّا جنبانيدنى يعنى تحريص مىكنند ايشان را بر ارتكاب معاصى و از جاى مىبرند - بتسويلات و وساوس فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ پس شتاب مكن بر ايشان يعنى به عذاب ايشان تعجيل منماى إِنَّما نَعُدُّ جزين نيست كه مىشماريم لَهُمْ براى ايشان ايام آجال ايشان را عَدًّا شمردنى كه در ان غلط نيست چون آن ايام منقضى گردد بديشان فرود آيد آنچه مقرر شده يَوْمَ ياد كن آن روز را كه ما نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ فراهم آريم پرهيزگاران را و جمع كنيم إِلَى الرَّحْمنِ بسوى خداى بخشاينده وَفْداً در حالتى كه سواران باشند بر ناقهاى بهشت يعنى ايشان را سوار به بهشت برند چنانچه وافدان را بدرگاه ملوك مىبرند امام قشيرى رح فرموده كه بعضى بر نجائب عبادات و طاعات باشند و قومى بمراكب همم و نيّات آنان كه بر مراكب طاعات باشند بهشت‌جويانند ايشان را به روضه جنان برند و آنان كه بر نجائب همت باشند خداىطلبانند ايشان را بقرب رحمن خوانند جنان جوى ديگرست و رحمن جوى ديگر در كشف الاسرار آورده كه ممشاد دينورى قدس سره در حال نزع بود درويشى پيش وى ايستاده دعاى مىكرد كه خدايا برو رحمت كن و بهشت او را كرامت كن ممشاد بانگ برو زد كه اى غافل سى سال است كه بهشت را باشرف و عزت و حور و قصور بر من جلوه مىدهند من گوشه چشم همت برو نيفگنده‌ام اكنون بدرگاه قرب مىروم زحمت خود آورده و براى من بهشت و رحمت مىخواهى بيت باغ فردوس از براى ديدنش بايد مرا * بىجمالش روضه جنّت چه كار آيد مرا وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ و برانيم كافران را إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً بسوى دوزخ چنانچه بهايم را رانند تشنگان يا پيادگان يا تنهاماندگان لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ نتوانند و نيابند نه متقى و نه مجرم درخواست هيچ شفيعى إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ مگر كسى كه فراگرفته باشد عِنْدَ الرَّحْمنِ نزديك خداى تعالى عَهْداً پيمانى براى شفاعت و آن پيمان توحيد است و عمل صالح يا كسى نتواند كسى را شفاعت كردن مگر از خداى دستورى يافته باشد وَ قالُوا و گفتند كفّار بنو مليح و يهود و نصارى از روى جهل كه اتَّخَذَ الرَّحْمنُ فراگرفت خداى وَلَداً فرزندى يعنى ملائكه و عيسى ع و عزير ع بگو اى محمد ص مر ايشان را لَقَدْ جِئْتُمْ به درستى كه آورديد شَيْئاً إِدًّا چيزى زشت يعنى سخن ناخوش و بىادبانه كه تَكادُ السَّماواتُ نزديك شد كه آسمانها يَتَفَطَّرْنَ شكافته شوند مِنْهُ از عظمت آن سخن وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ و باز شكافد زمين وَ تَخِرُّ الْجِبالُ و بيفتد كوهها هَدًّا بشكند شكستنى يعنى پاره پاره گردد .