كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

668

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ پس اختلاف كردند جماعتها ميان يكديگر يعنى يهود و نصارى در باب عيسى ع جهودان طريق تفريط گرفتند و ترسايان در جانب افراط افتادند يا مختلف شدند ترسايان و سه فرقه گشتند نسطوريه عيسى ع را ابن اللّه مىگفتند و يعقوبيه اللّه خوانند و ملكانيه بثالث ثلثه قائل شدند فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا پس واى مر آنان را كه كافر شدند و استبعاد نمودند مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ از حاضر شدن در روز بزرگ كه روز قيامت است يا مشاهده احوال آن روز أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ چه شنوا باشند كافران و چه بينا يَوْمَ يَأْتُونَنا در ان روز كه بيايند بما ولى سود نكند ايشان را ديدن و شنيدن يعنى مشاهده كنند مواعيد الهى را و بدان متيقن گردند اما نفع ندهد و گويند اين سخن بطريق تهديد است يعنى در ان روز چه شنوا باشند مر سخنان موحش را و چه بينا بعقوبات باهوال لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ليكن ستمكاران امروز در گمراهى هويدااند وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ و بيم بكن ايشان را يعنى كفار مكّه را روز حسرت كه بدان متحير باشند كه چرا بد كرديم ما و نيكان حسرت خورند كه چرا بيشتر نيكى نه‌كرديم إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ چون كار ساخته شود و حساب برانداخته گردد و حكم شود كه فريق فى الجنة و فريق فى السعير اين چنين روز كه در پيش است وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ و ايشان در غفلت و بىخبرىاند از ان روز وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ و ايشان يعنى كافران نمىگروند به آخرت و متعلقات آن إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها به درستى كه ما ميراث بريم زمين را و هركه بر روى زمين است يعنى همه فانى گردد و ما باقى باشيم وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ و بسوى ما بازگردانيده شوند بعد از مرگ در كشف الاسرار آورده كه اشارت است به بقاى احديت و فناى خلقيت يعنى چون سطوت ازلى از روى هيبت لم‌يزلى اطلال رسوم كون را آتش بىنيازى در زند و غبار اغيار از دامن قدرت بيفشاند و لجام اعدام بر سر مركب وجود كند نداى كبريا دررسد كه لمن الملك اليوم و چون ما سوى اللّه معدوم باشد جلال احديت و جمال صمديت بعز قدوسى و كمال سبوحى جواب دهد كه للّه الواحد القهار نظم صرصر قهر چو از مكمن وحدت بوزد * خس و خاشاك يقين همه را باد ببرد هر چه در عرصه امكان بوجود آمده بود * سيل غيرت همه را تا عدم‌آباد ببرد وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِبْراهِيمَ و ياد كن براى قوم خود در قرآن قصّه ابراهيم ع كه همه اهل ملل بفضل او مقر و معترف‌اند و مشركان عرب به فرزندى او مباهات مىكردند پس از توحيد او خبر ده ايشان را إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا به درستى كه او بوده است گوينده و مبالغه‌كننده در ان توحيد يا راست‌كار و درست‌گفتار پيغمبر ع خبردهنده يا بلند مقدار .