كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

666

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَناداها پس آواز داد مريم را مِنْ تَحْتِها آنكه در زير او بود يعنى در شكم او مراد عيسى عليه السلام است كه با او سخن گفت و ندا فرمود أَلَّا تَحْزَنِي آنكه اندوهگين مباش و تمناى مرگ مكن و حفص رح من تحتها خواند يعنى عيسى از زير او يا فرشته از زير شجر خرما آواز داد كه غم مخور قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ به درستى كه بيافريد و روان كرد آفريدگار تو از زير قدم تو سَرِيًّا جوى آب كه از ان بياشامى و بدان طهارت كنى وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ و بجنبان و ميل ده بسوى خود تنه درخت خرماى خشك شده را تُساقِطْ عَلَيْكِ تا فروريزد حفص رح تساقط خواند يعنى تا درخت بيفگند بر تو رُطَباً جَنِيًّا خرماى تر و تازه فَكُلِي وَ اشْرَبِي پس بخور از رطب و بياشام از آب وَ قَرِّي عَيْناً و روشن ساز چشم را به فرزند يا خوش‌دل شوى به سبز شدن درخت و بر دادن او كه مناسبت با حال تو دارد چنان كه قادر است بر اظهار خرما از درخت خشك قدرت دارد بر ايجاد ولد از مادر بىواسطه پدر پس حق تعالى ملائكه را فرستاد تا بگرد مريم درآمدند و چون عيسى ع متولد شد او را فرا گرفتند و بشستند و در حرير بهشت پيچيده در كنار مريم نهادند و ندا رسيد كه فَإِمَّا تَرَيِنَّ پس اگر ببينى مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً از آدميان يكى را و از تو پرسند كه اين فرزند از كجاست فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً پس تو بگو به درستى كه من نذر كرده‌ام براى خداوند بخشايش‌كننده روزه را و روزه ايشان ترك طعام و كلام بود فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا پس سخن نخواهم گفت امروز با هيچ آدمى بلكه با ملائكه سخن مىگويم و با حق تعالى مناجات مىكنم و اين مقدار سخن به جهت اخبار از نذر بوده يا به اشارت ازين حال خبر داده آورده‌اند كه چون اهل مسجد اقصى مريم را در محراب او نيافتند بتفحص مشغول شده از هرجا و هر كس مىجستند تا كسى نشان داد كه او را در بيت لحم ديديم قوم او بدانجا رفتند مريم چون ايشان را ديد عيسى ع را برداشته متوجه ايشان شد فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ پس آورد مريم عيسى ع را بقوم خود برداشته او را همين كه چشم آن گروه بر وى افتاد قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ گفتند اى مريم به درستى كه آوردى شَيْئاً فَرِيًّا چيزى شگفت آرنده يا زشت كه ميان اهل بيت تو مثل اين نبوده و واقع نشده يا أُخْتَ هارُونَ اى خواهر هارون گويند او را برادر هارون نام بوده يا هارون مردى صالح بوده در بنى اسرائيل كه در صلاحيت به دو مثل زدندى يا فاسقى بوده كه ضرب المثل اهل فسق بودى پس گفتند اى مثل هارون در زهادت يا مانند او در فجور ما كانَ نه بود أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ پدر تو عمران مردى بدكار بلكه امام مسجد اقصى و اشرف احبار بوده وَ ما كانَتْ أُمُّكِ و نبود مادر تو حنه بنت فاقود بَغِيًّا زناكار و فاجره تو با وجود اين پدر و مادر فرزندى بىپدر از كجا آوردى فَأَشارَتْ إِلَيْهِ پس اشارت كرد مريم به عيسى عليه السلام كه با او سخن گوئيد و جواب ازو شنويد قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ گفتند چگونه سخن گوئيم مَنْ كانَ با كسى كه هست فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا در گهواره يعنى در خور گهواره كودكى كه فهم خطاب و قدرت . جواب ندارد گويند كه عيسى پستان در دهن داشت چون كلام قوم شنيد دهن از پستان بازگرفت و به زبان فصيح -