كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
643
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ و بازدار تن خود را و شكيبائى كن مَعَ الَّذِينَ با آنان كه يَدْعُونَ رَبَّهُمْ مىپرستند پروردگار خود را بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ به بامداد و شبانگاه مراد طرفى النهار است يا صلاة فجر و عصر يا مجامع اوقات يعنى شب و روز به پرستش حق مشغولاند يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مىخواهند رضاى او را يا او را مىجويند و جوياى غير او نيستند نزد بعضى اين آيت مدنى است و سبب نزول آن بود كه جمعى از مؤلّفه قلوب چون عينيه بن حصين و اقرع بن حابس و امثال ايشان گفتند يا رسول اللّه ص ما اشراف عربيم با سلمان و ابو ذر و فقراى مسلمانان همنشينى نتوانيم كرد اگر تو ايشان را دور سازى ما نزديك تو آمده به تعليم احكام شرع قيام نمائيم آيت آمد كه صبر كن بر صحبت درويشان كه اوقات صبح و شام را براى رضاى خدا به پرستش او و مىگذرانند وَ لا تَعْدُ بايد كه در نگذرد عَيْناكَ عَنْهُمْ چشمهاى تو از ايشان يعنى نظر از ايشان برمدار و به غير ايشان التفات مكن تُرِيدُ مىخواهى تو زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا آرايش زندگانى دنيا ؟ ببايد دانست كه آن حضرت ص را هرگز به دنيا و زينت آن ميل نبوده بلكه معنى آيت اين است كه مكن عمل كسى كه مائل به زينت دنيا است چه مائل به دنيا از فقرا معرض و بر اغنياء مقبل باشد وَ لا تُطِعْ و فرمان مبر مَنْ أَغْفَلْنا آن را كه غافل گردانيديم قَلْبَهُ دل او را عَنْ ذِكْرِنا از ياد كردن ما و آن كس اميّه بن خلف بود و اتباع او يا عيينه و اشياع او كه آن حضرت را بطرو فقرا مىفرمودند حق تعالى فرمود كه ما دل او را غافل گردانيدهايم وَ اتَّبَعَ و او پيروى كرده است هَواهُ آرزوى نفس خود را وَ كانَ أَمْرُهُ و هست كار او فُرُطاً تباه و ضايع يا موجب حسرت و ندامت و هلاكت وَ قُلِ و بگو مر ايشان را كه آنچه بشما آوردهايم يعنى قرآن الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ پيغام راست و سخن درست است از آفريدگار شما فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ پس هر كه خواهد گرويدن بوى پس بايد كه بگرود وَ مَنْ شاءَ و هر كه خواهد ناگرويدن آن فَلْيَكْفُرْ پس گو كه نگرود امام زاهد آورده كه مراد امر توعيد و تهديد است نه امر اجازت و اباحت و ابن عباس رض فرمود كه امر بمعنى اخبار است يعنى هرك را خدا خواهد كه ايمان آرد هر آئينه ايمان آرد و هرك را خواهد كه كافر شود بىشك كافر گردد و ما تشاءون الا ان يشاء اللّه آنچه مشيت ازلى بدان متعلق شده از سمت تغيير مبرا و از صفت تبديل معرّا است بيت هرك را خواهى بر آن و هر كرا خواهى بخوان * حكم حكم تست و كس را چاره جز تسليم نيست إِنَّا أَعْتَدْنا به درستى كه ما آماده كردهايم لِلظَّالِمِينَ براى ستمكاران يعنى ناگرويدگان ناراً أَحاطَ بِهِمْ آتشى كه بگرداگرد درآرد ايشان را سُرادِقُها سراپردههاى آن تشبيه كرده آتشى را كه محيط بود بر كافران به سراپرده كه مشتمل باشد بر اهالى آن و در حديث ابو سعيد خدرى رض كه سرادق نار چهار ديوار است غلظت هر يك از ان چهلساله راه كه بگرو كافران درآمده وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا و اگر فريادخواهى كنند از تشنگى يُغاثُوا بِماءٍ فرياد رسيده شوند به آبى كه كَالْمُهْلِ مانند دردىّ زيت يا مس گداخته كه چون پيش دهن ايشان برند يَشْوِي الْوُجُوهَ بريان كند و بسوزد رويها را از فرط حرارت بِئْسَ الشَّرابُ بد شرابى است مهل . وَ ساءَتْ و بدست آتش مُرْتَفَقاً جاى بودن .